صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - نيم قرن تباهى و ويرانى
سخنرانى [در جمع اعضاى بانك مركزى ايران (ويرانيهاى دوران پهلوى)]
زمان: بعد از ظهر ٢٤ خرداد ١٣٥٨/ ١٩ رجب ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: ويرانيها و تباهيهاى دوران پهلوى- راه اصلاحات در كشور
حضار: اعضاى بانك مركزى ايران
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
نيم قرن تباهى و ويرانى
ما امروز مواجه با دو مطلب هستيم: يكى اينكه هر گروهى در آن محلى كه هستند خرابيهاى آنجا را بهتر از ديگران مىدانند. شما آقايان كه در بانكها هستيد، در بانك هستيد، بهتر مىدانيد كه اين رژيم سابق با بانك چه كرده است و بانك نسبت به اين ملت چه كرده؛ آنهايى كه در كارخانهها هستند آنها هم همين معنا را نسبت به همان محلى كه دارند خوب مىفهمند؛ دانشگاه را كشاورزها هم به طور عينى ديدند كه با آنها چه كردند؛ و كسانى هم كه در دانشگاهها هستند اينها باز مىدانند با دانشگاه چه كردند و آنهايى كه در بازار هستند آنها هم محل خودشان را مىدانند. بالاخره ما به طور اجمال مىدانيم كه اين مملكت در اين پنجاه و چند سال رو به تباهى رفته است. با اسم «تمدن بزرگ» اين مملكت را تقريباً خراب كردند لكن هر قشر ما آنى كه عيناً مىداند، آنكه لمس كرده است، در آن محلى است كه خودش كار دارد. الآن ما مواجه هستيم با دستجات مختلفى كه از اطراف ايران مىآيند اينجا پيش من. من مىبينم كه هر دستهاى كه مىآيند مىگويند هيچ جا بدتر از آنجايى كه ما هستيم نيست ...، هيچ جا خرابتر از آنجايى كه ما هستيم نيست. مثلًا از بختيارى مىآيند، مىگويند كه هيچ جا بدتر از بختيارى نيست؛ بختيارى هيچ ندارد. در اين پنجاه سال آنى كه به آنها ظلم شده به كسى ديگر نشده. از بلوچ مىآيند همين حرف را عيناً مىزنند و مىگويند هيچ جا بدتر از اينجا نيست. از كردستان مىآيند همين مطلب را مىگويند. و از هر جا. و من مىبينم كه همه اينها اين مطلب را