صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - وحشت اجانب از اسلام و روحانيت
مىخواست اسلام را از بين ببرد. ما دنبال اين هستيم كه اسلام تحقق پيدا بكند. دنبال اسم نيستيم كه حالا كه ما اسم جمهورى اسلامى پيدا كرديم كافى است براى ما. ما در هر يك از مواردى كه هست، در تمام شئون مملكتمان، مىخواهيم كه احكام اسلام باشد، قرآن حكومت كند بر ما؛ قانون اسلام بر ما حكومت كند؛ هيچ كس ديگر حكومت نداشته باشد. و ما الآن بين راه هستيم؛ نرسيدهايم به مقصد.
وحشت اجانب از اسلام و روحانيت
مع الأسف مىبينيد كه در اطراف، خصوصاً در اطراف شما، اين مفسده جوها افتادهاند و مىخواهند نگذارند اين كار انجام بگيرد. اينها عمال خارجى هستند، اينها اشخاصى نيستند كه براى ملت ما بخواهند دلسوز باشند، اينها مىخواهند كه اين جمهورى اسلامى كه از آن مىترسند و اربابانشان هم از همين جمهورى اسلامى، از اسم اسلام، مىترسند [نباشد] و لهذا عمالشان به اين راه افتادند كه لازم نيست جمهورى «اسلامى» باشد، خوب، «جمهورى» باشد؛ «جمهورى ايرانى» باشد؛ «جمهورى دمكراتيك» باشد. اين براى اين است كه اينها از اسلام مىترسند، از اسلام آن چيزهايى كه بايد نبينند ديدند، اسلام تودهنى به آنها زد و بيرونشان كرد از مملكت! اينها از اين مىترسند. و لهذا كوشش مىكنند خودشان و عمالشان، كه به هر صورت هستند، آنهايى كه به هر صورت هستند، كوشش مىكنند كه اين كلمه «اسلام» تو كار نباشد؛ هر چه مىخواهد جايش باشد. اينها راضى هستند كه هر چه جاى كلمه «جمهورى اسلامى» هر چه مىخواهيد بگذاريد؛ اسلام نباشد؛ ديگر هر چه مىخواهد باشد! در مملكت ما روحانى قدرت نداشته باشد، و لو كمونيست قدرت داشته باشد! اينها دنبال اين هستند. اينها از روحانى مىترسند، و از اسلام مىترسند. چون از اسلام مىترسند، از آن كسانى كه مروج اسلام هست مىترسند، از منبرى مىترسند، براى اينكه مروج اسلام است. از روحانى و اهل محراب مىترسند، براى اينكه مروج اسلام است. چون از اسلام مىترسند، هر چيزى كه دنباله اسلام باشد، هر چيزى كه ترويج از اسلام بكند، از آن