صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٤ - حمله دشمن به اسلام به بهانه اعمال علما
بنگاهى كه در اسلام در طبقه بالا واقع شدهاند، مربّى هستند، تربيت مىخواهند بكنند، سخنگوى اسلام هستند، اينها چه مىكنند، وضع همان وضع است، و لفظ تغيير كرده است يا خير؟ حالا وضع را دارند تغيير مىدهند، محتوا را دارند تغيير مىدهند و متبدل شدهاند، اين همين طورى كه حكومتشان، رژيمشان، متبدل شد از طاغوتى به رژيم اسلامى، اين قشر هم كه قشر روحانى باشند، اعم از مراجع اسلام، و از علماى اسلام و از خطباى اسلام، از همه اينها مسأله گوى اسلام، همه اينها كه در اين بنگاه واقع شدهاند، نظرها الآن دوخته شده است به اينكه اينها چه مىكنند، الآن در چه حالى هستند، تغييرى در روحيه اينها پيدا شده، در اعمال اينها پيدا شده است؟ يا اعمال همان اعمال و روحيه همان روحيه و يك لفظى را برداشتند و يك لفظ ديگر جايش گذاشتند. در دولت هم همين طور، در وزارتخانهها هم همين طور، در ادارات دولتى هم همين طور، در ارتش هم همين طور، همه جا همين است مطلب.
حمله دشمن به اسلام به بهانه اعمال علما
منتها يكى چشمهاى دشمن است كه به ما دوخته شده است، و يك چشمها هم از غير دشمن. آن چشم دشمن كه به ما دوخته شده است، هم در داخل كم نيستند و هم در خارج زيادند، اينها چشمهايشان را دوختهاند به ما كه از ماها اشكال بگيرند، به ما اشكال بكنند و اشكال را به آن [دامن] بزنند تا زياد بشود، يكى را چندين هزار كنند و در مجلات اينجا و روزنامههاى اينجا به طور همچو كنايه و رمز، و در خارج به طور صريح، حمله كنند، نه حمله به بنده و شما، حمله به مكتب، مسأله اين است كه از اعمال ماها يك بهانهاى دست دشمن داده بشود كه مكتب ما را بگويند اين طورى است. اين مكتبدارها شما هستيد، اگر مكتبدارها خدشه در آنها پيدا شد، آنها مىگويند مكتب خدشه دارد. براى اينكه ساير قشرها سر و كار با موارد طبيعت دارند، با اسلام هم اگر سر و كار دارند، به اين رژيم طبيعى اسلام آنها سر و كار دارند، اما شماها و ماها همه ادعايمان اين است كه ما سر و كار با ارواح مردم داريم، ما مىخواهيم روح مردم را تربيت كنيم، چنانچه ما كه سر و