صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٤ - عظمت انقلاب ايران
تأثير منفى اختلاف و سستى پس از پيروزى
آن سستى بعد از پيروزى و اين اختلاف بعد از پيروزى موجب اين مىشود كه نتواند اين فاتح حفظ كند فتح خودش را و آنهايى كه شكست خوردهاند- بسيار اين طور اتفاق افتاده- آنهايى كه شكست خوردهاند براى اينكه عقده شكست خوردن درشان هست، شروع مىكنند به پيوند با هم. از آن طرف شكستخوردهها روى عقدهاى كه پيدا كردند بنا مىكنند اين جزئى جزئىها به هم متصل بشوند و وحدت پيدا بكنند. از اين طرف، اينهايى كه فتح كردهاند، براى اينكه عمق مسائل را درست ادراك نكردهاند، شروع مىكنند به اينكه استراحت بكنند؛ سستى پيدا مىكنند و عمده اختلافات، جدا از هم بشوند. آن وقت كه با هم مجتمع بودند فتح كردند، حالا آنهايى كه شكست خوردند دارند با هم مجتمع مىشوند؛ اينهايى كه فتح كردند دارند از هم جدا مىشوند؛ نتيجه چه مىشود؟ نتيجه اين مىشود كه همان رمزى كه در فتح شما بود در آنها پيدا مىشود و همان رمزى كه در شكست آنها بود در شما پيدا مىشود. پس ما بايد چه بكنيم؟
عظمت انقلاب ايران
اين فتحى را كه كرديد يك فتح كوچكى نبود. ما باز ادراكش را خيلى نمىكنيم. اينهايى كه از خارج مىآيند، از امريكا مىآيند، از انگلستان مىآيند، از بلاد خارج و غرب مىآيند، اينها گاهى به ما مىگويند كه ايرانيان نمىدانند چه كردهاند! نمىدانند چه فتحى كردهاند. يك فتحى بوده است كه همه عالم را به تعجب واداشته است كه چه طور يك جمعيتى كه هيچ چيز دستشان نبود بر يك قوايى كه همه قواى عالم با هم جمع شده بودند، شما خيال مىكنيد كه فقط محمد رضا بود و امريكا؟ مسأله اين نبود! محمد رضا بود و دنبال سرش همه دولتها- چه اسلامى و چه غير اسلامى- همه دنبال سرش بودند. بىجهت بود كه ما را در كويت راه ندادند؟ با ما دشمنى نداشتند آنها، براى اينكه پشت سر او بودند. بىجهت بود كه كارى كردند كه نتوانيم عراق بمانيم؟ بىجهت بود كه من ممالك اسلامى را رها كردم و رفتم به خارج، در يك مملكت كفرى! اينها همه جهت