صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٢ - اهميت حفظ پيروزى
شايد اين حركات ما را يك حركات غير عاقلانه مىدانستند. حتى در اين اواخر هم كه خود آن مردك [١] رفته بود و بختيار جايش بود، باز ناصحهاى بىاطلاع نصيحت مىكردند كه بايد ساخت ديگر با اينها! بايد شوراى سلطنتى را تأييد كرد و بعد رفت وكيل درست كرد. و بعد از راه او مسأله را ختم كرد، و شايد اين پافشاريهايى كه از طرف بعضى مىشد، اينها صحيح نمىدانستند. حالا شما به يك پيروزى- بحمد اللَّه- رسيديد و يك پيروزى بزرگى بود كه هم يك قدرت بسيار بزرگ را شكستيد و هم از كشور خودتان دست قدرتهاى بزرگ را كوتاه كرديد. تا اينجا بايد ما از همه ملت تشكر كنيم و اين خدمتى كه ملت كرد، اين وحدت كلمهاى كه پيدا كرد، اين كوششى كه كرد، اين جاننثارى و فداكارى كه كرد، در محضر خداى تبارك و تعالى مأجور است و مورد نظر ولىّ عصر- سلام اللَّه عليه- است. تا اينجا خوب رفتيم و نتيجه هم خوب گرفتيم؛ اما ما كارمان كه به آخر نرسيده است. الآن نه يك حكومتى مستقر داريم- يك دولت انتقالى است، در عين حال كه خوب است، لكن يك دولت متزلزل انتقالى است- و نه قانون اساسى، كه اساس هر كشورى هست، الآن داريم؛ و نه يك رئيس جمهور داريم؛ و نه يك مجلس شورا داريم كه اينها اساس يك حكومت است و همه اينها بايد باشد. آن قدرى كه ما تا حالا به آن رسيديم اين كه با رأى و رفراندم عمومى آن رژيم از بين رفت و به جاى او جمهورى اسلامى آمد. الآن ايران به عنوان جمهورى اسلامى در دنيا شناخته شده است. اما جمهورى اسلامى كه فقط ما رأى به آن داديم؛ اما مجلس نداريم و رئيس جمهور نداريم و قانون اساسى نداريم، اينها را بايد درست كنيم، پس ما بين راهيم؛ مثل يك لشكر فاتح مىماند كه زده و رفته و يك جايى را گرفته است لكن معلوم نيست كه بتواند حفظش بكند. ما الآن با اين توطئهها كه هست و با اين تفرّقها كه موجود شده است و با اين كارها كه انجام مىگيرد، بعد از پيروزى معلوم نيست سرنوشتمان چه خواهد شد؛ نگرانى داريم. تكليف ما امروز چه هست؟ ما اگر بخواهيم پيروزيمان كه تا اينجا رسيده به
[١] محمد رضا شاه پهلوى.