صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٢ - رويارويى اسلام با قدرتمندان
مردم افيونى را هوشيار كنند، اين مردمى كه به خواب رفته بودند اينها را هوشيار كنند. موسى- عليه السلام- كه تفصيل تاريخش در قرآن هم هست و در ديگر كتب آسمانى هم هست، ملاحظه مىكنيد كه يك آدمى بوده است- يك شبانى بوده است، شبان حضرت شعيب بود- مدتها با يك عصا مردم را، همين مردم توده را بر ضد فرعون، كه در زمان او بزرگترين قدرت بود، بسيج كرد، نه اينكه مردم را خواب كرد تا فرعون بچاپد آنها را! مردم را بيدار كرد كه فرعون نچاپد آنها را. عكس آن چيزى كه گفتند، و جوانهاى ما باور كردند.
رويارويى اسلام با قدرتمندان
اسلام كه نزديك به ماست، تاريخ پيغمبر اسلام در دسترس همه است، ملاحظه كنند ببينند كه آيا اسلام آمده است كه مردم را تخدير كند؟ خواب كند؟ يا اينكه قرآن يك كتاب سلحشورى است، قرآن يك كتاب جنگجويى است در مقابل مشركين؛ مشركينى كه قدرتمند بودند. اينكه مىفرمايد قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً [١] مشركين در آن وقت همان قدرتمندها بودند؛ مشركين قريش، همه قدرت دست آنها بود. آيا پيغمبر را مشركين، قدرتمندها بسيج كردند؟ درست كردند كه مردم را خواب كند و مشركين بچاپند مردم را يا پيغمبر اسلام مردم را بسيج كرد؟ همين سرو پابرهنهها را بسيج كرد بر ضد مشركين، قتال كرد و جنگها كرد تا مشركين را دماغشان را به خاك ماليد، و عدالت اجتماعى را ايجاد كرد. عكس آن مطلبى كه براى شرقيها، غربيها ديكته كردند و مع الأسف بسيارى از ما هم باورمان آمد. تبليغات آنها تبليغات دامنهدارى بود.
در زمان رضا خان كه اكثر شما، يا هيچ يك از شما يادتان نيست، در زمان رضا خان، اول هدفى كه بعد از قدرتمندى داشت، اول هدف به زمين زدن روحانيون بود. هدف اولش بود؛ مدرسهها را از بين برد، روحانيون را لباسهاشان را كَند، گرفتند بعضى از روحانيون محترم را در خيابان، بردند در آن محالّى كه داشتند- در كلانتريها- مىبردند؛
[١] بخشى از آيه ٣٦ سوره توبه.