صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - ضربه جبران ناپذير به نيروهاى انسانى
است؟ تكليف اين است كه شمايى كه مىبينيد بانك مركزى- كه شما كارمند آن هستيد- اين آشفتگى دارد به تباهى كشيده شده است، كوشش كنيد اين را اصلاحش كنيد. شما اينجا را اصلاح كنيد؛ آن كسى هم كه مىبيند كه اداره كذا خراب است، آن هم مشغول درست كردن آن است. الآن شهردار تهران اينجا بود با يك دستهاى از كارمندهايش. خوب، آنها هم همين شكايتها را دارند. لكن آنها هم بايد مشغول بشوند به همان شهردارى و خدمت به شهر؛ نه اينكه همهمان بنشينيم كليات را بگوييم، و دردها را بگوييم و درمانش را از خدا بطلبيم! نه، بايد همهمان كار بكنيم. و سابق مىگفتند كه- آن وقت كه شبيهخوانى [١] مىكردند- مىگفتند شبيه خوان خوب آن است كه اگر شمر مىشود «شمرى» را خوب انجام بدهد؛ اگر هم امام حسين مىشود «امام حسينى» را خوب انجام بدهد. اگر بخواهد شمر امام حسينى كند و امام حسين شمرى كند، اين شبيهخوانى درستى نيست.
ضربه جبران ناپذير به نيروهاى انسانى
الآن ما همهمان مبتلا به اين هستيم كه يك مملكتى كه اينها آشفته كردند و خراب كردند و همه چيز ما را از بين بردند [...] و بدتر از همه نيروى انسانى را از بين بردند. اين از همه خيانتها براى اين مملكت بالاتر است كه اينها نيروى انسانى را تباه كردند به وجههاى مختلف: به درست كردن مراكز فحشا- من كه اطلاعى ندارم، و ليكن حالا مىشنوم بين تهران تا كرج و شميران و امثال ذلك چقدر مركز فحشا درست كرده بودند، دنبالش هم تشويق مىكردند- سينماهايى كه بايد آموزنده باشد به چه صورت در آوردند و تشويق كردند همه را بر اين. مراكز مخدرات، از قبيل ترياك و هروئين و اين طور چيزها، چقدر درست كردند و چقدر وارد كردند. خودشان هم عامل آوردنش بودند، از قرارى كه مىگفتند. و چقدر تشويق كردند. يك مملكت را نيروى انسانىاش را تباه كردند و رفتند. انسان مىتواند كه اقتصادش را با يك- دو سال، چهار سال، درست بكند؛ اما انسانى كه
[١] تعزيهخوانى.