صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٦ - رسالت رسانههاى عمومى
نمىتوانستند فكر كنند؛ بنشينند فكر كنند كه كشورشان به چى احتياج دارد؛ كى دارد كلاه سرشان مىگذارد. اصلًا همچو فكرى در آنها نمىآيد؛ چنان خيالى منعكس نمىشود. هر چه در ذهنش مىآيد آن پرده سينما و آن بساطى كه آنجا هست. سينمايى كه بايد معلّم اين جوانها باشد، مربّى اين جوانها باشد، اصلاح كند اينها را، جورى درستش كردند كه به فساد مىكشاند آنها را آنهايى كه، عقلايى كه، اينها را درست كردند اگر براى ماها درست كرده باشند، روى همان عقل خودشان، براى مهار ما، براى اين است كه جوانهاى ما را از دستمان بگيرند و اما براى خودشان اگر درست كرده باشند، ممكن است كه يك اغراض صحيحى هم داشته باشند.
رسالت رسانههاى عمومى
لكن مطبوعات، سينما، تلويزيون، راديو، مجلهها، همه اينها، براى خدمت به يك كشور است. اينها بايد در خدمت باشند، نه اينكه هر كس پا شود يك مجلهاى درست كند، هر چه دلش بخواهد در آن باشد و هر عكسى بهتر مشترى داشته باشد توى آن بيندازد. عكسهاى مهيِّج، عكسهاى مهوِّع در آن بيندازد كه مشترىهايش زياد بشود! آن وقت اسمش" مطبوعات" است و، عرض مىكنم، صاحب قلم است و آزادى هم مىخواهد! بايد ديد تو چه مىكنى. چه خدمتى دارى به اين مملكت مىكنى. با قلمت دارى چه مىكنى. با قلمت بچههاى ما را دارى به باد فنا مىدهى، يا تربيت مىكنى. مطبوعاتى كه در زمان اين پدر و پسر بود حساب شده، نه همين طورى، حساب شده! اينها به خدمت خارجيها بودند؛ به خدمت اجانب بودند، و لو خودش هم نمىفهميد، لكن با حساب درست كرده بودند اين طورى كه اين مجله بايد حتما" در آن يك صورتهاى كذايى باشد؛ يك چيزهايى باشد كه اعوجاج بياورد؛ كه بچهها و جوانهاى ما وقتى عادت كردند به اين مجله، ديگر نروند سراغ يك فكر ديگرى. همهاش فكر روى اين نقشهها باشد و روى اين صورتها باشد و روى اين بساط. يا اگر جوانهاى ما رفتند در سينما و عادت كردند به اين، ديگر نروند سراغ يك فكر ديگرى، فكر ديگر را از آنها بگيرند. تا