صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٢ - اتحاد دشمنان شكست خورده
نداشتند، كشيده مىشدند. ديگر وقتى يك جامعهاى راه افتاد، آن هم كه نخواهد قهراً كشيده مىشود. اگر الآن همه شما يك فريادى بزنيد، چاره نداريم ما هم فرياد بزنيم وضع جامعه و اجتماع اين طورى است. همه اينها كشيده شدند يك طرف. دنبال همه، همه رفتند و همه مقصد اين بود كه اين سد را بشكنند و الحمد لِلّه شكستند و رفتند. آن وقت گرفتارى فقط يك كلمه بود و آن اينكه برويم بشكنيم. همه «اللَّه اكبر» مىگفتند، بچه كوچك هم با اينكه نمىدانستند دارند چه مىگويند، لكن از پدرها ياد گرفته بودند كه «اللَّه اكبر» مىگفتند. بچههاى كوچولو هم كه روى دوش پدر بودند، آنها هم يك چيزى به تبع مىگفتند. حالا آن طور نيست. حالا يك مقصد، كه مقصد اصلى ماست باقى مانده است؛ و يك جهات مختلفه و گرفتاريهاى مختلف پيش آمده. آن وقت هيچ صحبت اين نبود كه در سرحدات چه مىگذرد، هيچ صحبت نبود، صحبت نبود كارخانهها چه مىكنند، همه با هم موافق بودند، كارخانهها و كارمندها و علما و شما، همه قشرها با هم دست به هم داده بودند و فرياد مىكردند ما اسلام را مىخواهيم. همين مقدار كه ما فرياد مىكرديم اسلام، اگر چه قلبمان هم خيلى با اسلام آشنا نبود، اما همين اظهار ارادت و اظهار اسلاميت و توجه به مقصد، شما را پيروز كرد.
اتحاد دشمنان شكست خورده
امروز قشرهاى مختلفى توطئه دارند مىچينند و به عبارت اخرى مع الأسف ماها كه آن وقت با هم مجتمع بوديم، همه با هم بوديم، الآن داريم از باطن مىپوسيم. آنهايى كه شكست خوردند از باطن دارند رشد مىكنند. آنها دارند همين امروز بود، كى بود كه كاغذ نوشته بود- هر روز از اين حرفها هست- كه در فلان جا فلان اشخاص با هم اتحاد پيدا كردهاند، با هم وحدت پيدا كردهاند، با هم اجتماع دارند پيدا مىكنند؛ شايد همين چند روز مثلًا چه بكنند، و لو حرف است، اما خوب، اشتغال دارند، اينها نتوانند، يك مطلبى است؛ اما اشتغال دارند. و اگر چنانچه كوشش نشود، يك وقت هم مىتوانند. فرق بين حالا و آن وقت اين است كه آن وقت همه با هم منسجم مىشديم به هم و كار را انجام