صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٨ - جرمى نابخشودنى
لزوم حفظ كيان اسلام
ما مسئوليم امروز. يعنى من، اين آقا كه اينجا تشريف دارند، هر آقايى كه در هر جا هست، هر روحانى كه در هر جا هست، شما آقايان و هر پاسدارى كه در هر جا هست، ساير افراد اين كشور، امروز يك مسئوليت بزرگى گردن آنهاست؛ مسئوليت حفظ اسلام؛ حفظ آبروى اسلام الآن بسته به اعمال ماست. اگر ما يك تخلفى بكنيم پاى ما حساب نمىشود؛ دشمنان ما اين را پاى جمهورى اسلامى حساب مىكنند. مىگويند جمهورى اسلامى هم مثل همان رژيم سابق است؛ همان كارها را انجام مىدهد. آنها هم مىرفتند مردم را بىجهت مىگرفتند، اينها هم مىروند مردم را بىجهت مىگيرند؛ آنها هم مىريختند توى خانههاى مردم، اينها هم مىريزند توى خانههاى مردم .... من فرض مىكنم كه يك كسى است كه صد در صد آدم جنايتكار است؛ صد در صد. اما پاسدارها نبايد اين آدمى كه صد در صد جنايتكار است بروند منزلش را باز كنند و بروند و زن و بچه او بترسند. اين، اسباب اين مىشود كه جمهورى ما و اسلامى كه ما ادعا مىكنيم- و واقع مطلب هم همين است- كه عدالت است و اگر ما كارى بكنيم تقصير از ماست نه از اسلام اينها تقصير را پاى جمهورى حساب مىكنند، و ما مسئول اين هستيم؛ يعنى پيش خدا مسئوليم.
جرمى نابخشودنى
اگر ما يك كارى بكنيم كه اسلام در نظر دنيا لكه دار بشود، اين جرم از جرمهايى است كه بخشيدنى نيست، قابل جبران نيست. غير از اين است كه ما خودمان «بينى و بين اللَّه» يك خلافى بكنيم، خوب، اين را توبه مىكنيم تمام مىشود؛ اما يك اسلامى را ما همچه در دنيا جلوه بدهيم كه اين رژيم هم رژيم محمد رضايى است، اين آخوند هم همان كارى را مىكند كه آن سرهنگ آن وقت مىكرد، اين پاسدار اسلامى مسلمان هم همان كارى را مىكند كه آن سازمان امنيتى و مأمور سازمان امنيتى مىكرد، اين اسباب اين مىشود كه مكتب ما آلوده بشود؛ آن مكتبى كه اولياى خدا خونشان را دادند براى