صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٠ - خطرى مصيبت بار براى اسلام
مىكنند؛ آن وقت محمد رضا و اتباعش اين كار را مىكردند، حالا روحانيون اين كار را مىكنند. مهرهها عوض شده، مسائل همان مسائل است!»
خطرى مصيبت بار براى اسلام
اين خطرى است كه، مصيبتى است كه از همه مصيبتها بالاتر است. در كشتن حضرت سيد الشهدا هيچ اشكال نبود براى اينكه مكتب را داشتند آنها از بين مىبردند، و شهادت حضرت سيد الشهدا مكتب را زنده كرد. خودش شهيد شد، مكتب اسلام زنده شد؛ و رژيم طاغوتى معاويه و پسرش را دفن كرد ... و سيد الشهدا هم چون ديد اينها دارند مكتب اسلام را آلوده مىكنند، با اسم خلافت اسلام خلافكارى مىكنند و ظلم مىكنند و اين منعكس مىشود در دنيا كه خليفه رسول اللَّه دارد اين كارها را مىكند، حضرت سيد الشهدا تكليف براى خودشان دانستند كه بروند و كشته هم بشوند؛ و محو كنند آثار معاويه و پسرش را. پس كشتن، شهادت سيد الشهدا چيزى نبود كه براى اسلام ضرر داشته باشد؛ نفع داشت براى اسلام؛ اسلام را زنده كرد. اگر ما هم همه در اين نهضتى كه كرده بوديم، در اين راهى كه داشتيم مىرفتيم براى مبارزه و معارضه، كشته مىشديم، آن هم اشكال نداشت؛ براى اينكه ما هم راهمان را رفته بوديم؛ كشته شده بوديم در راه اسلام. اسلام در خطر نبود؛ اسلام زنده تر مىشد. اما حالا كه دست ما افتاده است، حريف را بيرون كرديد و خودتان قبضه كرديد مملكت خودتان را، و خودتان داريد اداره مىكنيد و پاسدار هستيد و آقايان هم پاسدار هستند. اگر در اين وضع از ماها يك كار خلاف صادر بشود، خداى نخواسته روحانيون در بلاد اختلاف با هم بكنند، معارضه با هم بكنند، پاسدارها با هم اختلاف بكنند، به هم تفنگ بكشند، كميتهها خلاف بكنند، دادگاهها درست رسيدگى نكنند، امروز نمىگويند كه اگر يك آقايى كارى بكند، بگويند ساواكى است؛ امروز مىگويند روحانى است و روحانيين ايناند. ديكتاتورى عمامه و كفش است! و مكتب ما آلوده مىشود نه خودمان. خودمان مهم نيست؛ مكتبمان آلوده مىشود. منعكس مىكنند اين اشخاصى كه با كمال دقت كارهاى ما را تحت نظر دارند، و