صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩١ - معلمان در راستاى رسالت پيامبران
بچهها جدا بشوند، بچهها را ببرند در پرورشگاهها بزرگ كنند؛ مادرها هم على حده بروند يك كارهايى كه آنها دلشان مىخواهد بكنند و بچه در پرورشگاه وقتى كه بزرگ بشود، يك بچهاى كه در دامن مادر بزرگ بشود نيست؛ عقده پيدا مىكند. وقتى بچه در پرورشگاه و بدون مادر با اجنبى بخواهد سر و كار داشته باشد و محبت مادر از سر او كم بشود، اين بچه عقده پيدا مىكند. بسيارى از اين مفسدههايى كه در جامعه واقع مىشود، از اين بچههايى هستند كه عقده دارند؛ از اين انسانهايى هستند كه عقده دارند. مبدأ يك عقده بزرگ، اين جدا كردن بچه از مادر است. محبت مادرى لازم دارد بچه. بنا بر اين، اين شغل كه شغل انبيا است و انبيا هم آمدند براى اينكه انسان درست كنند، اين شغل اول شما هست؛ در اول تربيت بچه.
معلمان در راستاى رسالت پيامبران
و چون شما معلم هستيد، از اين جهت يك شغل شريف ديگرى به شما محول شده. و به آن قدر كه اين شغل شريف است، مسئوليت آن هم بزرگ است. شغل شما شغل انسانسازى است. معلم انسان درست مىكند، همان شغل انبيا است. انبيا آمدند، از اول هر نبىاى آمده است تا آخر، فقط شغلش اين بوده كه انسان درست بكند، تربيت كند انسانها را. شغل معلمى همان شغل انبيا است. پيغمبر اكرم معلم همه بشر است، و بعد از او حضرت امير- سلام اللَّه عليه- باز معلم همه بشر است. آنها معلم همه بشر هستند، شما معلم يك عده از بشر. شغل همان شغل است؛ يعنى شعبه همان است؛ كار، يك كار است؛ آنها در يك محيط وسيعتر، و ما در يك محيط كوچكتر. بنا بر اين، اين شغل شما [نيز] يك شغل بسيار شريفى است؛ لكن مسئوليتش هم بسيار زياد است؛ چنانكه مسئوليت انبيا بسيار زياد بود. انبيا به همان مقدار كه براى آدمسازى آمده بودند مسئوليتشان زياد بود. منتها آنها مسئوليتشان را به انجام رساندند، كارهايى كه به آنها محول بود به انجام رساندند. شما شغلتان بسيار شريف است و همان شغل انبيا است؛ مسئوليتتان هم همان مسئوليت است.