صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٩ - اعتقاد قلبى در سخنگوى اسلامى
سخنرانى [در جمع وعّاظ تهران (تكاليف روحانيون)]
زمان: ١٧ تير ١٣٥٨/ ١٣ شعبان ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: تكاليف روحانيون و اهل محراب و منبر
حضار: فلسفى، محمد تقى- وعّاظ تهران
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اعتقاد قلبى در سخنگوى اسلامى
من چند جمله راجع به تكاليف كلى روحانيون و اهل محراب و منبر بايد عرض بكنم و بعد مشكلاتى كه هست.
آقايان روحانيون، و خصوص اهل منبر، خطبا، اينها سخنگوى اسلام هستند. اگر حكومتى سخنگو مىخواهد، سخنگوى اسلام، آقايان خطبا هستند. وقتى مىتوانند آقايان خطبا سخنگوى يك اسلامى باشند، آن اسلامى كه همه چيز در آن هست، اگر خودشان را اسلامى كنند و مطالبى كه گفته مىشود اسلامى باشد و از قلب پاكيزه اسلامى بيرون بيايد، اين صلاحيت سخنگويى براى اسلام را دارد. سخنگوى دولتهاى ديگر هيچ كارى به اين ندارند كه اين حرفى كه تو مىزنى باوردارى؛ از روى قلب است. به قلب هيچ كارى ندارند آنها، فقط كار دارند كه اين خوب صحبت بكند و مطالب دولت را خوب ادا بكند، حالا به حسب قلبش معتقد باشد يا نباشد كارى به آنها ندارد، و از سخنگويى او هم چيزى كسر نمىشود.
اما اسلام اين طور نيست، اسلام آن قدرى كه به قلب اعتنا دارد، به زبان اعتنا ندارد، مركز، قلب است، مركز، لُبّ انسانى است. اگر خداى نخواسته شما حرفهايى كه مىزنيد همهاش اسلامى باشد لكن از يك قلب اسلامى بيرون نيايد، اين شايستگى براى سخنگويى در اسلام ندارد، و لو خيلى هم خوب صحبت كند. و اگر از قلب اسلامى بيرون بيايد، يعنى قلبى كه اعتقاد دارد به مبانى اسلام، ايمان آورده است به اينكه اسلام همه چيز