صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٠ - شيوه تصويب قانون اساسى در ايران و خارج
جهت، آنها هم منتخب براى اين جهت نبودند. مجلس شورا و مجلس سنا منتخب براى نگاه كردن در قانون اساسى نبوده؛ انتخاب كردهاند، اما نه انتخاب براى قانون اساسى منتخبين آنها كه انتخاب قانون اساسى هم براى قانون اساسى نبوده، از وزرا و از امثال اينها يك گروههايى جمع شدند با هم، تدوين كردند؛ اينكه تدوين شد؛ به آراى عمومى گذاشتند. عموم كه رأى دادند، اين تمام شد. اين بهتر است، كه به اصطلاح شما ديگر بالاترين دمكراسى در دنيا و مهد آزادى اين طور درست كرده است، يا اينكه حالا ايران، كه شماها روشنفكرها اعتقادتان اين است كه يك مملكتى است كه مردمش هيچ نمىفهمند!- عرض مىكنيم- همچو اهانت مىكنيد به مردم، همچو خودتان را باختيد در مقابل غرب، كه خيال مىكنيد ما هيچ چيز نداريم و آنها همه چيز دارند. حالا آن بهتر است، يا اين بهتر است؟ در همان معنايى كه مهدِ- عرض بكنم- آزادى و اساس دمكراسى است آن بهتر است، يا كه آنى كه مىخواهد بررسى كند در قانون اساسى [كه] منتخب خود مردم باشد، آن هم بعد از اينكه تصويب شد خود مردم رأى بدهند آنها آنى كه بهترين طريقش به خيال آنها بوده، اين است كه يك اشخاص ديگرى اين را بررسى بكنند كه مبعوث از مردم نيستند؛ و بعد مردم خودشان رأى بدهند. ما مىگوييم نه، آنى هم كه مىخواهد بررسى بكند، آن هم مبعوث از مردم؛ بعد هم خود مردم رأى بدهند. ديگر بهتر از اين چيزى اصلًا نيست. و اين نقها هم جز اينكه يا اظهار فضيلت است- كه هيچ مضايقهاى نيست- يا خدمت به اين است كه نگذارند درست بشود؛ بلكه اين پاليزبان- [١] نمىدانم- و اين اويسى، [٢] و اينها كه در سرحدات دارند فتنه مىكنند، بلكه بتوانند. لكن آقايان بايد بدانند ديگر گذشت، نمىتوانند و نمىشود اين چنين چيزى. ان شاء اللَّه همه موفق و مؤيد باشيد.
[١] استاندار كرمانشاه در رژيم شاه.
[٢] غلام على اويسى، فرمانده نيروى زمينى و فرماندار نظامى تهران در آخرين روزهاى حكومت شاه.