صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - جبران ناپذير بودن شكست مكتب
امانتدار اسلام هستيم. اسلام الآن سايه افكنده بر سر ما؛ از باب اينكه رژيم سلطنتى مبدل شد به رژيم اسلامى. الآن كه اين امانت دست ما آمده است اگر خداى نخواسته ما به اين امانت خيانت بكنيم و اين را در نظر غربيها، در نظر دشمنهاى ما، در نظر دشمنهاى داخلى و خارجى و آن اشخاصى كه مىخواهند اين نهضت را آلوده كنند، ننگين كنند، اگر ما الآن يك عملى بكنيم كه بهانه دست اينها بدهيم، ما خيانت به اسلام كردهايم؛ و بايد همه چشمهايمان را باز بكنيم. بالاتر از همه طبقه روحانيون هستند كه بايد بسيار با توجه- حالا غير سابق است؛ سابق روحانيون نمىتوانستند كارى بكنند. اگر كارى هم مىكردند، مىگفتند كه اين ساواكى است. اگر يك معممى يك كار خلافى مىكرد، مردم مىگفتند اين ساواكى است؛ اين از خدمه- مثلًا- ظلمه است. امروز كه همچه چيزى نمىشود گفت.
جبران ناپذير بودن شكست مكتب
امروز اگر خداى نخواسته يك نفر روحانى- كه نمىكند او؛ يك نفر صورت روحانى بيايد در بينشان واقع بشود يا در كميتهها برود و يك خلافى بكند، امروز ديگر نمىگويند ساواكى است، امروز مىگويند روحانى است دارد اين كار را مىكند. ديروز ساواكى اين كار را مىكرد، امروز روحانى اين كار را مىكند. و همين طور شماها: ديروز بازار بازار طاغوت بود، امروز بازار اسلام است؛ محتوايش فرق كرد؟ نه؛ رباخور همان رباخور، گرانفروش همان گرانفروش، اجحاف كن همان اجحاف كن؛ و همين طور در هر جاى مملكت كه برويم. اگر محتوا تغيير نكند خوف اين است كه مكتب ما مورد اهانت واقع بشود؛ مردم از مكتب ما برگردند. و اين بالاترين شكستى است كه ممكن است بر ما وارد بشود. و الّا فرض كنيد يك كسى هم- اينها هم نمىشود اما فرض كنيد شد- اينها روابطشان را با هم درست كردند و امريكا هم پشت سرشان آمد و يك كودتا هم شد و ما را هم همه را كشتند و از بين بردند و خودشان جايش نشستند، اين، شكست مسلك نيست؛ ما شكست نخورديم؛ ما شكست طبيعى خورديم نه شكست معنوى. اما اگر خود ما يك كارهايى بكنيم كه در بين مردم، در بين جوامع، در بين متفكرين، با دامنزدن