صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٢ - سركوب عشاير، نقشه ديرين استعمار
سخنرانى [در جمع گروهى از عشاير بويراحمد (توطئه استعمار بر عشاير)]
زمان: بعد از ظهر ١٣ تير ١٣٥٨/ ٩ شعبان ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: توطئههاى استعمار و سلطه پهلوى بر عشاير
حضار: گروهى از عشاير بويراحمد
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
سركوب عشاير، نقشه ديرين استعمار
عشاير ايران يكى از پشتوانههاى بزرگ كشور بودند، رضا خان مأمور بود، يكى از مأموريتهايش اين بود كه عشاير را از بين ببرد. نقشه بود؛ به اسم اينكه ما مىخواهيم عشاير را شهرى كنيم، آنهايى كه در كوهستانها زندگى مىكنند در شهر باشند و تخته قاپو [١] كنيم؛ اينها حتى حرف بود. اصل مطلب اين بود كه خارجىها با مطالعاتى كه كرده بودند، چه مطالعاتى كه در كشور ما، و تمام شهر در زمينها- حالا ما ايران را مىگوييم- در زمينها معادن را بررسى كرده بودند. و آن وقتى كه اين وسايل نقليه حالا نبود، اينها كارشناسانشان با شتر مىآمدند و به اين بيابانها، به اين جاهايى كه حتى آب و علف هم نبود، آنجاها مىرفتند و نقشهبردارى مىكردند، و آن معادن زيرزمينى را با نقشههايى كه كارشناسها داشتند و با وسايلى كه داشتند آنها را كشف مىكردند مىفهميدند كه چه دارد اين كشور. اختصاص به ايران هم نداشت. جاهاى ديگر هم، ممالك شرق همه، تحت نظرشان بود. و همين طور مطالعاتى در روحيه مردم اينجاها كرده بودند [چه] گروههايى هستند، عشاير بايد چه طور جلويشان را گرفت؛ هر عشيرهاى را چه جور مىشود جلويش را گرفت كه مبادا مخالف با چيزهاى آنها، منافع آنها باشند؛ يا در شهرها بايد چه كرد و چه اشخاصى و چه گروههايى را بايد از آنها جلوگيرى كرد و كنترل كرد و سركوب كرد كه همه مملكت آرام بشود، و آنها هر چه مىخواهند ببرند.
[١] جلوگيرى از كوچ سنتى عشاير و اسكان دادن آنها در يك نقطه.