صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥١ - هراس استعمارگران از قدرت روحانيون
فكرى كردهاند، بدون اينكه اصلًا از اسلام اطلاعى داشته باشند و احكام اسلام را، حكومت اسلامى را، رژيم اسلام را اصلًا بدانند چيست. همين كه غربيها راجع به اسلام بدبين هستند و تبليغات كردهاند، اينها هم، براى اينكه بگويند ما روشنفكر هستيم، دنبال آنها رفتند و از اصل اسلام انتقاد كردهاند! الآن هم شما در همين قشرهايى كه به اسم روشنفكر هستند اشخاصى را مىبينيد- نه همه، در اينها اشخاص متفكر خوب زياد است اما باز شما در بين اينها اشخاصى را مىبينيد كه اين اشخاص در همين جمهورى اسلامى «اسلامى» اش را نمىخواستند. مىگفتند جمهورى باشد؛ جمهورى دمكراتيك باشد. اين دنباله آن تزريقاتى بود كه آنها كردند؛ تبليغاتى بود كه خارجيها كردند؛ و اينها گوش و چشم بسته، بدون اطلاع از اسلام، تسليم آنها شدند و غربزده شدند.
هراس استعمارگران از قدرت روحانيون
يكى از قدرتهايى كه آنها باز احراز كردند كه بايد شكسته بشود، قدرت روحانيت بود؛ كه اينها با تجربه و با عينيت در جاهاى مختلف ديدند كه قدرت روحانيت مىتواند جلوگيرى كند از مفاسدى كه آنها مىخواهند ايجاد كنند؛ از انتفاعاتى كه آنها مىخواهند از ما ببرند و ما را عقب نگه دارند. اينها مىتوانند يك چنين كارى بكنند. قضيه تنباكو، در زمان مرحوم ميرزا [١]، به اينها فهماند كه با يك فتواى يك آقايى، كه در يك ده در عراق سكونت دارد، يك امپراتورى را شكست داد و سلطان وقت هم با همه كوششى كه كرد براى اينكه حفظ كند آن قرارداد را نتوانست حفظ بكند؛ و مردم ايران قيام كردند و شكستند آن پيمانى كه آنها داشتند. اين يك تجربهاى شد براى آنها كه ببينند يك آقايى در يك ده وقتى يك كلمه مىنويسد كه «امروز استعمال تنباكو در حكم محاربه با امام زمان است» و اين موجش مىآيد همه ايران را فرا مىگيرد، به طورى كه شاه مستبدّ با آن قدرت را مىكوبد، قلم اين آقا مىكوبد آن سرنيزههاى آن روز را، اينها فهميدند بايد اين
[١] ميرزا حسن شيرازى مرجع تقليد شيعيان در زمان قاجاريه است كه با صدور اين حكم: «اليوم استعمال توتون و تنباكو بأىّ نحوٍ كان (به هر صورتى كه باشد) حرام و در حكم محاربه با امام زمان (عج) مىباشد» با قرارداد منعقده بين ناصر الدين شاه و شركت انگليسى رژى درباره امتياز انحصارى تنباكو مخالفت كرد و موجب فسخ آن شد.