صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - خطر افسارگسيختگى
غضب كند هيچ مرزى ندارد كه در آن مرز محدود باشد. مهار تا نشود، تا اشخاصى كه بايد مهار كنند اين قواى انسان را تا مهار نكنند، غير محدود و مطلق است. انبيا آمدهاند كه با تعليم و تربيت الهى و با تزكيه نفوس مهار كنند اين قوههاى غير محدود انسان را.
خطر افسارگسيختگى
اين مقدمه را كه من عرض كردم براى اين است كه ما الآن در معرض يك خطر عظيم واقع هستيم كه اين خطر از خطر رژيم سابق براى ما بيشتر است؛ و آن، خطر افسارگسيختگى است. خطر افسارگسيختگى كه انسان بعد از اينكه خودش را آزاد ديد، بعد از اينكه ديوارهاى استبداد را شكسته ديد، بعد از اينكه از زندان ٣٥ ميليونى بيرون آمد، حالا افسارگسيخته بشود؛ هر چه مىخواهد بكند. يعنى بر خلاف آن تعليماتى كه انبيا از صدر عالم تا حالا آوردهاند كه مهار كنند اين قواى انسان را، مهار كنند اين قدرتهايى كه انسان دارد، مهار كنند اين شهواتى كه انسان دارد، حالا كه ما، ملت ما، به واسطه همتى كه كردند و به واسطه آن ايمانى كه داشتند، خداى تبارك و تعالى آنها را موفق كرد و غالب شدهاند بر طاغوت، حالا مهار گسيخته بشود.
اين خطر، خطر بزرگى است، كه تعاليم انبيا را به باد مىدهد؛ زحمتهاى رسول اكرم را به باد مىدهد؛ آبروى اسلام را از بين مىبرد. الآن آبروى اسلام بسته است به اعمال شما مردم ايران، كه مردم همه عالم متوجهند به اينكه ببينند چه مىكنيد. اينكه الآن آزادى به دست شما آمد و از اختناق بيرون رفتيد، آيا چه مىكنيد؟ آيا افسارگسيخته شديد؟ ديگر حدى ندارد كارها؟ مرزى ندارد كارها؟ پاسداريد و تفنگ داريد و قوه داريد و قدرت داريد، به خانهها مىريزيد، مال مردم را مىبريد، هتك آبروى مردم را مىكنيد؟ يا نه؛ تربيت، تربيت اسلامى است؛ حد و مرز دارد، حدود دارد در اسلام. اگر- چنانچه- يك كسى با ديگرى هم دشمنى داشته باشد- كه در اسلام نبايد داشته باشد- اگر چنانچه كسى فرزند كسى را كشته باشد، حقى كه اسلام به او داده اين است كه روى موازين آن قصاص بكنند. هيچ حق ديگرى ندارد. يعنى اگر فرزند يك نفر را، فرزندهاى يك نفر را، عشيره