صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - كتاب انسانسازى و رسالت آدمسازى
نصير كه در اين دستگاهها وارد مىشد نمىرفت وزارت كند؛ مىرفت آنها را آدم كند. نمىرفت كه براى اينكه در تحت نفوذ آنها باشد. مىخواست آنها را مهار كند تا آن اندازهاى كه بتواند. كارهايى كه خواجه نصير براى مذهب كرد، آن كارهاست كه خواجه نصير را خواجه نصير كرد؛ نه طب خواجه نصير و نه رياضيات خواجه نصير. آن خدمتى كه به اسلام كرد. خواجه نصير كه رفت در دنبال هلاكو [١] و امثال آنها لكن نه براى اينكه وزارت بكند، نه براى اينكه براى خودش يك چيزى درست كند. او رفت آنجا براى اينكه آنها را مهار كند؛ و آن قدرى كه قدرت داشته باشد خدمت بكند به عالم اسلام و خدمت به الوهيت بكند. و امثال او، مثل محقق ثانى، [٢] مثل مرحوم مجلسى [٣] و امثال اينهايى كه [...] مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود، صفويه را آخوند كرد؛ نه خودش را صفويه كرد! آنها را كشاند توى مدرسه و توى علم و توى دانش و اينها- تا آن اندازهاى كه البته توانستند. بناء عليه ما نبايد مقايسه بكنيم كه روحانيون يك وقتى وارد شدند. الآن هم ما اگر بتوانيم [همين وظيفه را داريم] ما آن وقت هم اگر مىتوانستيم، كه آن طورى كه آنها مىخواهند خدمت بكنند، ما هم وارد مىشديم. براى اينكه مقصد اين است كه انسان درست بكنيم. اگر انسان بتواند محمد رضا را انسان كند، بسيار كار خوبى است. انبيا براى همين آمدهاند. پيغمبر اكرم براى خاطر اينكه اين كفار مسلمان نمىشدند و اعتناى به اين مسائل را نمىكردند غصه مىخورد. باخِعٌ نَفْسَكَ [٤] كه بر آثار تو اينها توجه نكردند.
كتاب انسانسازى و رسالت آدمسازى
در هر صورت انبيا آمدند كه همه مردم را آدم كنند. علم انبيا علم آدمسازى است. قرآن هم يك كتابى است كتاب آدمسازى. نه كتاب طب است، نه كتاب فلسفه است، نه
[١] مؤسس سلسله مغولهاى ايران.
[٢] على بن حسين بن عبد العالى (متوفاى ٩٤٠ ه. ق.) فقيه بزرگ، مشهور به محقق كَركى.
[٣] محمد باقر مجلسى (متوفاى ١١١٠ ه. ق.) معروف به مجلسى دوم، از علما و محدثان بزرگ شيعه.
[٤] بخشى از آيه ٣ سوره شعرا: «چه بسا خودت را هلاك كنى».