صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٥ - رسالت كنترل خصلتهاى نامحدود مادى و حيوانى
را، كه اهم است و تمام نظر به آن است، تربيت كند؛ تزكيه كند مردم را، تهذيب كند مردم را، تعليم بدهد مردم را؛ حكمت تعليم كند، كتاب تعليم كند؛ و هم اين جهات مادى افسارگسيخته را مهار كند. اينها كه مادى هستند ماديت را به طور افسارگسيختگى توجه به آن دارند؛ و انبيا آمدهاند كه همين ماديات را، همين موجودات مادى كه انسان نسخهاى از آن هم هست، عصارهاى از اين هم هست، انسان را طورى تربيت كند كه ماديات هم در مهار معنويات باشد.
رسالت كنترل خصلتهاى نامحدود مادى و حيوانى
اصلِ اساس معنويات است. اصل اساس اين است كه هيچ تعليم و تربيتى در دنيا و هيچ رژيمى در عالم- از تمام رژيمها كه بگيريد- توجه به آن معنويت انسان ندارند. اينكه توهّم مىشود كه فرق ما بين رژيم اسلامىِ انسانى با ساير رژيمها اين است كه در اين عدالت هست، اين صحيح است لكن فرق اين نيست. فرقها هست. يكى از فرقهايش قضيه عدالت اجتماعى است. هيچ يك از رژيمهاى دنيا، غير از آن رژيم توحيدى انبيا، توجهش به معنويات انسان نبوده است؛ در نظر نداشته است كه معنويات را ترقى بدهد. آنها همه در دنبال اين بودهاند كه اين ماديات را استفاده از آن بكنند و يك نظام مادى در عالم ايجاد كنند. و انبيا اصلش آمدهاند براى تزكيه نفوس انسانى؛ تعليم و تربيت كتاب و حكمت و مهار كردن اين طبيعت. كه انسان قبل از مهار كردن طبيعت به دست انبيا به طور اصلاح، همه چيز را مىخواهد. انسان كما اينكه يكى از موجودات عالم است؛ و يك حيوانى است، منتها حيوان قابل تربيت. هيچ يك از ... قوايى كه در انسان است محدود نيست. انسان شهوتش محدود نيست. به اينكه نظام داشته باشد. مثل ساير حيوانات؛ بلكه از ساير حيوانات هم بدتر است. غضب انسان محدود نيست به اينكه در يك موردى اعمال غضب بكند، در يك موردى نكند؛ غير محدود است. سلطه بر ساير كشورها، بر ساير گروهها، محدود نيست كه با يك نظمى بر آنها غلبه كند؛ غير محدود است. انسان شهوتش همچو غير محدود است كه هيچ مرزى ندارد. هيچ فرقى ما بين افراد نيست. اگر