صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - شرنگ ذلت شاه
بنشينيم حساب كنيم ببينيم كه آيا اين پيشرفتها رو به تمدن دارد مىرود، يا رو به توحش دارد مىرود؟ من تعبيرم اين است كه امريكا و ساير اين دُوَل غربى و شرقى اينها ترقياتى كردهاند به اين معنا كه انسانها را دارند حيوان درنده بار مىآورند، تمام اين كارها كه كردهاند براى درندگى است، ملتشان را نمىگويم؛ دولتها را مىگويم. تمام افكار متوجه اين شده است كه يك چيزى درست كنند كه كوبندگىاش از آن سابق بيشتر باشد! همين پريروز بود كه روزنامه من ديدم كه فلان چيز را درست كردهاند كه پنج مرتبه بالاتر از آن بمبى بوده است كه در ژاپن ريختند و دويست هزار نفر را كشتهاند! دنبال اين هستند كه يك آلت قتاله درست كنند، يعنى دنبال اين هستند يك حيواناتى درست كنند كه اين حيوانات درنده باشند، بدتر از حيوانات درنده قبلى. تمدن نيست. رو به توحش دارد مىرود. غرب دارد رو به توحش، دارد مىسازد يك مردمى را كه بريزند به جان هم و با چنگ و دندان هم را پاره كنند! بر خلاف تمدن كه مكتبهاى الهى مىخواهند انسان درست كنند كه همه در كنار هم آسوده و آرام باشند، مكتبهاى اينها همهاش دنبال اين معناست كه بايد اين آنجا را بگيرد و آنجا را بگيرد، بزند، بكشد، چه بكند.
شرنگ ذلت شاه
ما بايد حالا كه يك همچو انقلابى پيش آمد، يك همچو نهضتى پيش آمد، و ايران، اين طبقه متوسط و پايينى اثبات كرد كه يك استقلالى دارد، بايد همه ما دنبال اينها باشيم و اين استقلال فكرى را حفظ كنيم. آقايان حالا دارند تشريف مىبرند به ممالك خارج و بيشترش به ممالك غرب است، اين جهت در نظرشان باشد كه آن خودباختگيها را كه دولت سابق و دولتهاى سابق داشتند و «چشم» گو بودند، هر چه آنها مىگويند قبول بكنند، آن را ديگر نداشته باشيد. همان طورى كه ايشان [١] سفير امريكا را رد كرد و هيچ كارى هم نمىشود بكنند، نمىتوانند بكنند؛ شما هم وقتى كه تشريف مىبريد در سفارتخانههايتان، در محل ...، مىبينيد يك انسان متحول از آن ... بشود آن طورى كه شاه
[١] اشاره به وزير امور خارجه ايران.