صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٣ - مسئله خطرناك در نظام جمهورى اسلامى
در اين مملكت باشند آنها دارند خلاف مىكنند، مثل كارهاى رژيم سابق، آن را پاى اسلام حساب نمىكردند. آنها يك دستهاى بودند كه كارهايى مىكردند، و روى رژيم طاغوتى بود. اين به مسلك ما هيچ ضررى وارد نمىآورد؛ به مملكت ما ضرر وارد مىآورد؛ اما مسلك ما محفوظ مىماند، و آنها را خلاف اسلام مىدانستند؛ خلاف رژيم اسلامى مىدانستند. لكن اگر امروز خداى نخواسته در طبقات مردم، خصوصاً در طبقات روحانيين كه آنها در رأس هستند و آنها نماينده اسلام هستند، اگر خداى نخواسته بعض اشخاص ملبس به لباس روحانيين يك كارى بكنند به اسم روحانى، يك كارى بكنند به اسم كميته كذا، و اين كار بر خلاف موازين شرعيه باشد، اين را ديگر نمىآيند حساب كنند به اينكه اين رژيم طاغوتى است؛ مىگويند رژيم اسلامى است و اين هم كارهايش! اين هم حرفهايى است ....
مسئله خطرناك در نظام جمهورى اسلامى
و لهذا امروز يك مسئله خطرناكى مطرح است. ما آن وقت اگر شكست خورده بوديم از طاغوت، هيچ ابايى نداشتيم؛ خوب ما شكست خورديم؛ حضرت امير- سلام اللَّه عليه- هم از معاويه شكست خورد. آن ابايى نبود؛ خوب ما يك مطلبى را مىگفتيم، مطلب حقى داشتيم مىگفتيم، نتوانستيم پيش ببريم؛ آنها غلبه كردند بر ما. اما امروز مسأله آن نيست. امروز يك صفحه ديگرى در كار است. و آن اين است كه مسلمين، ملت ما، شكست داد طاغوت را، و رأى داد به جمهورى اسلامى، و شد مملكت مملكت اسلامى؛ اگر امروز ما يك خطاهايى بكنيم كه دشمنهاى ما در خارج دامن به آن بزنند، در داخل دامن به آن بزنند، و منعكس كنند در خارج و داخل به اينكه اسلام هم مثل ساير مكتبها بلكه پايينتر از او، اين شكست شكستى است كه جبران ناپذير است. شكست حضرت امير از معاويه هيچ اهميتى نداشت؛ براى اينكه شكست مسلك نبود؛ شكست شخص بود. اما اگر ما الآن مدعى هستيم كه اسلامى است رژيم ما، ولى وقتى برويم سراغ بازار ببينيم بازار همان بازار سابق است، ربا همان رباى سابق است، چپاولگرى همان