صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٢ - خلافكاريها و خودكامگيها به نام اسلام
اسلامى و بازار اسلام ظلم مىكنند؟ فقط اسم تغيير كرد و افراد تغيير كردند، لكن مسلك باقى است و مطالب باقى است؟ يا خير، ... محتوا هم تغيير كرده است؟
شكست مكتب، شكستى جبران ناپذير
من خوف اين را دارم كه ما در دنيا يك شكست بزرگ بخوريم. و آن شكست مكتبمان باشد. من از اين بسيار خوف دارم. ما اگر مكتبمان محفوظ باشد و شكست بخوريم، اشكالى در كار نيست. بسيارى از اولياى خدا در مقابل غير شكست خوردند اما مكتبشان محفوظ بود. اگر خداى نخواسته ما پيروز بشويم، به اين معنا كه آن دسته از ظالمها كه بودند و آن دسته از چپاولگرها كه بودند بيرون كرديم، لكن به جاى آنها يك دسته ظلمه ديگرى با يك محدوديت خاصى و چپاولگرهاى ديگرى با يك محبوبيتى به جاى آن نشست، اين موجب اين مىشود كه مكتب ما در دنيا منعكس بشود [كه] مكتب درستى نبوده؛ شكست در مكتب واقع بشود. آن شكستى كه جبران نپذيرد، اين شكست است.
خلافكاريها و خودكامگيها به نام اسلام
الآن ما در تمام سطح ايران مىبينيم كه يك نابسامانيهايى هست، يك اختلافاتى هست، يك كارهايى هست كه نبايد بشود. چيزهايى كه بر خلاف رضاى خداست، بر خلاف دستور پيغمبر اكرم است، بر خلاف دستور اسلام است، در همه سطح كشور واقع مىشود. نه همه مىكنند؛ لكن در تمام سطح كشور هستند اشخاصى كه همچه كارهايى مىكنند. و خوف اين است كه اين به پاى اسلام نوشته بشود؛ به پاى جمهورى اسلام نوشته بشود؛ و در خارج بگويند اين هم نظام اسلام و اين هم جمهورى اسلام، كه مثل سابق است با اختلاف افراد. همان طورى كه سابق مىريختند توى خانههاى مردم و مىگرفتند و هيچ تحت قاعدهاى نبود الّا قاعده جباريت و ظلم، حالا هم بىميزان مثلًا در بعضى جاها مىروند خانه مردم [را بازرسى] مىكنند؛ اين پاى اسلام حساب بشود. اگر پاى خود ما حساب مىشد، خوب، مسلك مسلك صحيح؛ لكن آنهايى كه مىخواهند