صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٢ - ديدگاه محدود رژيمهاى غير توحيدى
موجودى است كه خداى تبارك و تعالى تا حالا او را خلق كرده است براى اينكه همه جهاتى كه در عالم هست، در انسان هست، منتها به طور قوه است، به طور استعداد است، و اين استعدادها بايد فعليت پيدا بكند، تحقق پيدا بكند.
ديدگاه محدود رژيمهاى غير توحيدى
تمام رژيمهاى غير الهى كه به دست غير انبيا تحقق پيدا كردهاند، حدود ديدشان همين طبيعت است. احتياجات طبيعى را مىتوانند آنها برآورند؛ مىتوانند احتياجات طبيعى را هم خيلى خوب برآورده كنند. سابق، مسافرتها با الاغ و اسب بود، حالا با طياره است؛ سابق طبابت ناقص بود، حالا كامل است و از اين هم كاملتر خواهد شد؛ سابق علوم طبيعى ناقص بود، حالا كامل است و كاملتر هم خواهد شد؛ همه اينها حدود طبيعت است. تمام اين چيزهايى كه دست بشر به آن مىرسد، همين حدود طبيعت و چيزهايى كه با چشمشان مىبينند و با ادراك ناقصشان ادراك مىكنند. از عالم طبيعت به آن طرف دست بشر از آن كوتاه است، و تربيتهايى كه بخواهند غير الهيين، غير انبيا كه به الهام خدا تربيت مىكنند، تربيتهايى كه اينها بخواهند بكنند، همان تربيتهاى طبيعى است. طبيب معالجه جسم ما را مىكند. طبيب خيلى خوب هر مرضى را، مرض جسمانى را معالجه مىكند، اما امراض روحانى به طبيب مربوط نيست، هيچ، ابداً طبيب كارى به آن ندارد، نمىتواند هم داشته باشد، چون اطلاع بر آن ندارد. هر چه علوم طبيعى ترقى بكند انسان را به آن چيزهايى كه در طبيعت به آن احتياج دارد مىرساند، آن ورق بالا كه فوق طبيعت است، هيچ يك از اين علوم بشرى به آنجا نمىرسد. رژيمهاى بشرى بر فرض اينكه صالح باشند- و حال آنكه مىدانيم كه اكثراً نيستند- بر فرض اينكه صالح باشند تا حدودى كه ديدشان هست، انسان را پيش مىبرند. آنجا كه نمىدانند، ديگر نمىتوانند پيش ببرند.
و لهذا مىبينيم كه تمام رژيمهاى غير وحىاى، رژيمهايى كه مربوط نيستند به مبدأ وحى، كارى به انسان ندارند. راجع به آن چيزهايى كه مربوط به باطن انسان است حكومتها هيچ كار ندارند كه شما پيش خودتان چه فكر مىكنيد، پيش خودتان چه اعتقاد