صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٧ - وارد شدن اقشار ملت در امور سياسى
وارد شدن اقشار ملت در امور سياسى
در هر صورت، منِ طلبه را و شماى خطيب را از آن خاصيتى كه بايد داشته باشيم انداختند. و اين بزرگترين جرمى بود كه اينها مرتكب شدند- آن فشارهاى رضا شاه، كه معلوم بود كه به جايى نخواهد رسيد- فشار و زور كار را انجام نمىدهد- و لهذا ديديد كه تمام شد آنها. با فشار نمىشد كار را درست كرد. با حيله بايد كار را درست كرد. دست دوم اين بود كه با حيله، به صورت اينكه من هوادار اسلام هستم؛ من عدالت اجتماعى اسلام را قبول دارم، حالا هم دست برنمىدارم. همين چند روز پيش از اين در يك مجلهاى ديدم كه نوشته است كه من از مردن نمىترسم، براى اينكه من يك آدم مسلمانى هستم! باز هم به خيالش كه باز مىشود [...] در هر صورت، آنكه براى ما مهم است اين است كه ما همان طورى كه در اين دو- سه سال بحمد اللَّه واقع شد و تقريباً منبرى و محرابى راه صد ساله رفت و ساير مردم و دانشگاهيها راه صد ساله رفتند اينها؛ يعنى يك تحول روحى در تمام جوامع پيدا شد؛ آن منبرى كه اصلش يا جرأت نمىكرد از ترس اين مردمى كه پاى منبرش نشستهاند مطلب سياسى را عنوان بكند يا خودش اعتقادش اين بود كه نه نبايد اين كارها بشود، در اين يكى- دو سال ديديم كه متحول شدند به يك مردم متعهد كه همان چيزى كه اسلام، در صدر اسلام مطرح بوده، اينها مطرح كردند. محرابها همان طورى كه محرابهاى صدر اسلام بوده است متحول شدند. منبرها همان طور. بازار متحول شد. بازارى كه براى خودش هيچ قائل نبود كه در امور سياسى داخل بشود، در امور سياسى و در متن سياست داخل شد. دانشگاهها متحول شدند. آنهايى كه خيال مىكردند- بعضىشان- اسلام نمىشود، تحرك ندارد، آنها فهميدند كه همه تحركها از اسلام است. قرآن كتاب تحرك است؛ جنبش است. آنها هم متصل شدند به شما. بازار هم متصل شد به همه. كارگرها هم متصل شدند به همه. كارمندان هم متصل شدند به همه. آخرش هم ارتش متصل شد. اين يك مطلب الهى بود. نمىشود اين را پاى كسى حساب كرد كى اين كار را كرده. اين را ما پاى خدا حساب مىكنيم. خدا اين كار را كرد. اراده خدا بود كه منت بر همه گذاشت و همه اقشار را با هم