صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٨ - مخالفت با اسلام، انگيزه كارشكنيها
برود، مثلًا چهار فرسخ- آن وقت قوافل سابق؛ تا توى راه بودند خستگى نبود. همچو كه مىرسيدند به منزل، آنجا خستگى حاصل مىشد. خستگى توى منزل حاصل مىشود. آن وقت ديگر اگر به آنها مىگفتند كه پاشويد يك نيم فرسخ ديگر برويد نمىتوانستند، آنجا چون رسيدند به منزل، سستى مىكنند. قضيه انقلابات هم اين طورى است كه وقتى كه همه داريم با هم حركت مىكنيم كه آن سد را بشكنيم، خسته نمىشويم؛ سستى پيدا نمىشود؛ هر چه جلو مىرويم قويتر مىشويم. وقتى كه رسيديم به يك جايى كه سد را شكستيم و اعتقادمان اين شد كه الحمد للَّه پيروز شديم، آن وقت برمىگرديم سراغ اينكه زاغهنشينان وضعشان چه جورى است؛ ادارهايها وضعشان چه جورى است؛ ارتشيها وضعشان چه جورى است؛ مردم كوچه و بازار را بايد چه كرد؛ مدارس را بايد چه كرد. اينها براى اين است كه ما خودمان را پيروز فرض كرديم، حالا برمىگرديم به مسائل خودمان. اما اگر ما همين معنا را درست دقت كنيم، پيروزى ما در آن وقتى است كه آن مسائل اصلى ما لا اقل درست تحقق پيدا بكند. از مسائل اصلى ما يكىاش تحقق پيدا كرده و آن رفراندم براى جمهورى اسلامى است؛ اما قانون اساسى كه اساس يك مملكت است و بعد هم مجلس شورا كه بايد باشد در يك مملكتى، رئيس جمهور بايد باشد، اين مراحل باز برايمان مانده است. اگر بنا باشد كه ما حالا به خيال خودمان پيروز شده باشيم، آن وقت من كه طلبه هستم بروم سراغ طلبگى خودم، و شما آقايان هم برويد هر كدام سراغ كارهاى خودتان، گرفتاريهاى خودتان؛ اين مسائل اصلى ممكن است يكوقت خلل به آن وارد بشود و خطرناك است.
مخالفت با اسلام، انگيزه كارشكنيها
به نظر من مىآيد كه شما، همه آقايان، همه قشرها، زنها، مردها، دانشمندها، غير دانشمندها، همه، الآن همّشان را صرف اين بكنند كه اين قانون اساسى به تصويب برسد. يعنى كسانى كه مىخواهند مخالفت با اين بكنند الآن زيادند؛ زيادند اشخاصى كه مخالفت مىخواهند بكنند، و عمده مخالفتشان هم همين است كه نمىخواهند اسلام