صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٩ - شكست مكتب، مصيبت بزرگ
محفوظ مىماند و نسبت به اسلام نمىدادند، خيلى اشكال نبود. آدم فاسد در عالَم خيلى هست. آدم مخالف با موازين عمل كن زياد است. اما اگر ما خودمان را پاسدار اسلام بدانيم، ما كه در لباس روحانيت هستيم، اين صف، و شما كه پاسداران اسلام هستيد- و همهمان ان شاء اللَّه پاسداران اسلام باشيم- اگر امروز از ما، از اين طبقه، و از شما و اين طبقه و از آقايان و آن طبقه اگر امروز يك خلافى صادر بشود، اشخاصى با قلمهاى زهرآلود چشمها را دوختهاند كه يك چيزى پيدا بكنند برَش يك هزار تا اضافه بكنند و به اسلام نسبت بدهند؛ نه به شما، نه به من. اگر يك كارى يكوقتى من كردم، مىگفتند خمينى يك آدم مخالف با عقل و اسلام است، اين اشكالى نداشت. خوب، خيلى اشخاص مخالف بودند، يكىاش هم من. اما اگر من حالا يك كارى بكنم و بگويند كه رژيم اسلامى اين طورى است، يا آقا خداى نخواسته يك كارى بكنند، كه نسبت داده بشود به اينكه اين حكومت اسلام هم همين است [اين خطرناك است].
شكست مكتب، مصيبت بزرگ
اينهايى كه نشستهاند و الآن در داخل و خارج چشمها را دوختهاند كه يك مناقشهاى بكنند، يك چيزى از شما، از من، از آقا، ببينند، از روحانيون، از پاسداران، از كميتهها، از دادگاه انقلاب، از حكومت ... از همه اينها، يك چيزى ببينند، يكى را هزار مىكنند. آن هم پاى من و آقا حساب نمىكنند؛ پاى اسلام حساب مىكنند. امروز مكتب ما در خطر است. آن وقت كه رژيم بود، مكتبمان سر جايش بود، خودمان در خطر بوديم. اگر در زمان طاغوت ما با آنها مبارزه مىكرديم و ما را مىكشتند، اشكال نداشت؛ شكست [مى] خورديم. اگر در زمان طاغوت از يك معمم يك [خلافى] صادر مىشد، نمىگفتند اسلام؛ مىگفتند اين ساواكى هست؛ به اسلام نسبت نمىدادند. الآن اگر از پاسدارهاى اسلام، چه شما كه پاسداريد و چه ما كه پاسداريم، يك مطلبى صادر بشود، اين اشخاصى كه در صددند كه تخطئه كنند مكتب ما را، اسلام را تخطئه كنند، اينها قلمها را برمىدارند، اينجا به كنايه و در خارج به صراحت، مىنويسند؛ و مكتب ما يكوقت در دنيا شكست