صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - گروهكها، در خدمت امريكا
من رفتم به ايشان گفتم. گفت بكُشيدش! گفتم آخر چطور بكشيم؟ گفت من مىنويسم بكشيدش. گفتم آخر شما اينجا مأمور هستيد، شما اينجا هستيد، آنها آنجا نمىتوانند. گفت چطور شد كه وقتى قافلهها از گلپايگان مىآيند عبور كنند و بروند ب [١]) ٩٢ (مىخواهند عبور كنند مىفرستيد لختشان مىكنند، حالا نمىتوانيد بكشيد يك كسى را؟!
گروهكها، در خدمت امريكا
اينها تودهنى مىخواهند آقا! عدد شما زيادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خيانت آنها واضح است. گفتن مىخواهد. اجتماع بكنيد، بگوييد مطالب را. يك رئيس، يك معلم را كه مىبينيد كمونيستى است بيرونش كنيد از دانشگاه. من نمىگويم حالا جنگ بكنيد با آنها، جنگ نمىخواهيم حالا بشود، اگر يكوقتى منتهى به اين شد، به يك روز اينها را بيرونشان مىكنيم! اما حالا نمىخواهيم يك جنگى بشود؛ مىخواهيم حالا با ملايمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مىكنند؛ شما هم صحبت بكنيد. شما ننشينيد يكى ديگر برايتان صحبت بكند؛ يك روحانى بيايد صحبت كند؛ خودتان برويد، هر كدامتان مىتوانيد، در مقابل آنها بايستيد صحبت كنيد. آن مىگويد؛ شما هم بگوييد. آن وقت يكى يكى انگشت بگذاريد روى كارهايشان كه تو اين كارى كه مىكنى براى چيست؟ تو، تو تابع كى هستى كه اين كارها را مىكنى؟ تو ايرانى هستى و اين كار را مىكنى، يا امريكايى هستى يا شوروى؟ يا براى آنها كار مىكنى، يا براى ايران. اگر براى آنها كار مىكنى، جاى شما اينجا نيست، برو آنجاها كار بكن. تو براى آنها دارى كار مىكنى. واضح است كه منفعتى كه به دست مىآيد از نبود زراعت در ايران جيب امريكا مىرود. همه مىدانند اين را. ما چه چيزهايمان از امريكا وارد مىشود و اين بازارى بود كه شاه درست كرد و حالا شما تابع او هستيد؛ شما دنبال او هستيد، شما مىخواهيد همان رژيم را پيش بياوريد، نمىخواهيد كه يك رژيم صحيحى باشد، شما هم تابع همان هستيد.
[١] نام قديم منطقه خمين و حوالى آن