صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٢ - ابعاد انسان
بشود، خُبره اسلامى تعيين كنند. حالايى كه وقت اين حرفهاست، يك وقت ما مىبينيم كه يك طرحى آوردند: او فحّاشى به يك كسى كرده؛ يك دسته هم از آن طرف فحّاشى، يك دسته هم از اين ور تأييد، يك دسته هم از آن طرف! باز همان مسائلى كه در زمان محمد رضا درست مىشد قبل از ماه رمضان، دوباره حالا قبل از ماه رمضان ما، آن هم در يك همچو موقعيتى، ماه رمضان و اين ماه شعبان، غيرِ ماه شعبان و رمضانهاى ديگر است. ماه رمضانى است كه سرنوشت ما را مىخواهد درست بكند. ما بايد با همه قوا روى هم برويم سراغ اين مصيبت. نبايد ما مشغول يك چيزى بشويم كه هيچ ارزشى پيش اسلام ندارد، هيچ ارزشى به هيچ وجه ندارد. ما نبايد برويم دنبال اين مسائل، بايد برويم دنبال اين مسائل اساسى، اين يك جملهاى بود راجع به حرف ايشان.
ابعاد انسان
اما چيزى كه راجع به اين عزيزها، راجع به اين فرزندان عزيز بگويم، اين است كه انسان با روحْ انسان است؛ با بصيرتْ انسان است. ما همه، با همه حيوانات شركت داريم در اينكه گوش داريم، چشم داريم، پا داريم، دست داريم. اما اين مناط انسانيت نيست. آنى كه انسان را از همه موجودات جدا مىكند، از همه موجودات طبيعى جدا مىكند، آن قلب انسان است؛ آن بصيرت انسان است. شما بصيرت داشته باشيد انسانيد. اگر بصيرت نداشته باشد ابو جهل چشم داشت، اما انسان نبود. بعضى از انبيا هم چشم نداشتند [١] و نبى بودند ميزان در انسانيتْ معنويت انسان است. كوشش كنيد كه خودتان را با محتوا كنيد. معنويت در خودتان ايجاد بكنيد. و از اين هيچ باكى نداشته باشيد كه انسان دست ندارد، پا ندارد، چه ندارد.
در روايت است كه بعضى از انبياء بودند كه عضوى را نداشتند، دست و پا هم حتى نداشتند. حضرت مىفرمايد مىبينم فلان را كه- الآن من درست يادم نيست- دست و پا نداشتند، نبى بودند البته مُرْسَل به آن معنى نبودند اما نبى بودند. بسيارى از علما، بسيارى
[١] حضرت يعقوب (ع).