صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٣ - همگامى ملت و دولت
اسباب اين مىشود كه مردم از آن جدا بشوند؛ مردم ماليات ندهند، فرار كنند از ماليات. دو دفتر داشته باشند! الآن كراراً از من سؤال شده است كه ما در زمان طاغوت دو تا دفتر داشتيم- خوب حالا آنى كه به ما گفتند، دو تا دفتر- يك دفتر بود كه به دسترس مأمورين مىگذاشتيم. اين غير آن بود كه ما داشتيم. حالا چه بكنيم؟ ما گفتيم نه، حالا ديگر شما از خودتان مىدانيد ديگر. اينها براى اين است كه از آن طرف زور و ارعاب و فشار؛ از آن طرف هم ملت نمىتواند اين قدر بپذيرد، از اين جهت، آن هم هر قدر بتواند تخلف مىكند، بتواند علناً تخلف مىكند، چنانكه اخيراً كرد. اگر نتواند- اين طورند خوب- در خفا تخلف مىكند. هر چه بتواند از مال دولت برمىدارد. اين بايد يك سرمشقى باشد براى دولتها، براى ادارات، براى همه جا، كه مردم را از خودشان جدا نكنند. مردم از خودشان بدانند. مردم هم آنها را از خود بدانند. اينها را هم مردم از خود بدانند. اگر يك همچو تفاهمى بين دولت و ملت پيدا شد، اين دولت متكى به ملت است و سقوط ندارد؛ اين ديگر قابل سقوط نيست.
همگامى ملت و دولت
من اميدوارم كه بشود ان شاء اللَّه. يك صبغه اسلامى پيدا بكند. يك شبيهى؛ يك قدرى شباهت به حكومت اسلام باشد. و اگر باشد- اميدواريم كه بشود همهاش، اما هر چه بتوانيم، اگر بشود، يك مملكت آرامى كه هيچ كس به اين فكر نيست كه به ديگرى تعدى بكند. نه دولت به ملت؛ نه ملت به دولت. و مردم هم از روى رضا و رغبت مالياتى كه براى حفظ خودشان است، براى حفظ سرحدات خودشان است، براى خودشان با رضا و رغبت مىدهند.- هر كسى- فرض كنيد كه يك كسى گوسفند دارد، ده هزار گوسفند دارد، اگر يك نفر بيايد بگويد من اينها را حفاظت مىكنم، خوب، بداند اين امين است و حفظ مىكند، اين از روى رضا و رغبت به او اجرت مىدهد، چيز مىدهد كه حفظش كند. يك كسى كه خودش نمىتواند حفظ كند، آن اشخاصى كه بيايند بگويند ما حفظش مىكنيم، خودش از روى رضا و رغبت به او پول مىدهد.