صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٦ - تبليغات فزاينده عليه اسلام و روحانيت
شوفر گفت كه ما بنا گذاشتهايم دو طايفه را سوار نكنيم: «يكى فواحش را، يكى آخوندها را»! زمان رضا شاه اين طور تبليغ بود. يعنى تبليغ، نه اينكه آن شوفر [خودش مىخواست]، آن شوفر را به او همچو فهمانده بودند، تبليغات اين طور بود كه فهمانده بودند به اينها. عمال آنها همه جا، در همه جا مشغول تبليغ بودند بر ضد اينها. براى چه؟ براى اينكه اگر اينها يك رشدى داشتند، اگر اينها در بين جامعه همان طورى كه بايد باشند باشند، نمىگذارند كه هر طايفهاى بيايد، هر مملكتى بيايد يك گوشهاى اينها را ببلعد. مردك [١] مىگفت كه «اگر من نباشم، ايران تجزيه مىشود، ايران مىشود ايرانستان!» ايشان نيستند و ايران هم همان ايران است. نه تجزيه شد نه ايرانستان شد؛ و دست آنها هم قطع شد.
تبليغات فزاينده عليه اسلام و روحانيت
برادرها! توجه داشته باشيد باز هم شياطين هستند. باز هم آنهايى كه مىخواهند اين دو مسأله را به كرسى بنشانند: اسلام را بگويند كه نه، حالا ديگر وقتش نيست. همين ملعونها حالا هم مىگويند، همينهايى كه از عمال ديگران هستند، الآن هم اين حرف را مىزنند «اسلام مال ١٤٠٠ سال پيش از اين است!» اين اسلامى كه حالا تحركش همچو شد كه اين رژيم را از بين برد، تحرك از اسلام بود، فرياد اسلام بود كه رژيم را از بين برد، اينها مىخواهند اين را بشكنندش. اينها خدمتگزار آنها هستند، يا عالماً عامداً كه خيانتكارند يا از روى نفهمى! همينها باز آن قدرت دوم را مىخواهند بشكنند. حالا بدتر از آن وقت است. حالا خارجيها لمس كردهاند كه اسلام همچو كارى مىتواند بكند، لمس كردهاند كه روحانيون همچو كارى مىتوانند بكنند، حالا بيشتر از آن وقت تبليغات مىكنند. عمال آنها حالا بيشتر از آن وقت تبليغ مىكنند. آنهايى كه از خارج آمدند حالا در اينجا و مشغول توطئه هستند، بيشتر از آن وقت اين تبليغات را خواهند كرد و مىكنند. و لهذا مىخوانيد در بعض مقالاتشان باز همان مسائل هست. منتها نمىتوانند علنى بگويند؛
[١] محمد رضا پهلوى.