صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٥ - جنايات بيشمار شاه
نتوانستند كه آن صبغهها و رنگها را بزدايند. ما بين راه هستيم. ما بين راه هستيم. [١]
خيانتهاى بيشمار دودمان پهلوى
... ما بايد سازندگى كنيم، چه سازندگيهاى مادى و چه معنوى. معنويات اين كشور را اينها از بين بردهاند. نيروهاى انسانى را از بين بردهاند. كوشش كردند كه نگذارند روحانيت به شغل مقدس خودش آن طور كه مىخواهد ادامه بدهد. كوشش كردند كه نگذارند دانشگاه به آن طورى كه بايد دانشگاه باشد انجام وظيفه كند و همين طور همه قشرها را. هم معنويات را از ما گرفتند و قواى انسانى را؛ و هم اقتصاد مملكت را از بين بردند و همه جهات مادى را. هم خيانت به ماديات كردند؛ و هم خيانت به معنويات و خيانتشان به معنويات عظيمتر بود از خيانتشان به ماديات. شما اكثراً يادتان نيست مصيبتهايى كه بر حوزه علميه در زمان رضا خان وارد شد. بعضى از اين آقايان عظيم كه اينجا تشريف دارند يادشان است؛ و الّا طبقه جوان يادش نيست كه چه كردند اينها با حوزههاى علميه؛ چه كردند اينها با اين ملت در آن زمان. در اين زمان هم كه شما يادتان هست، ديديد كه چه كردند. تمام حيثيت ملى، حيثيت انسانى، حيثيت اسلامى ما را اينها تباه كردند. آن وقت مساجد ما را بستند؛ مدارس ما از بين رفت؛ عمامههاى اهل علم را از سرشان برداشتند و آن فضاحتها و نسبت به خواهرهاى ما هم آن فضاحتها. در زمان [٢]) ٨٦ (بدتر از زمان او شد. در آن وقت فشار بود و فشارْ امَد [٣] داشت؛ در اين وقت حيله بود. حيلههاى زياد. فشار هم بود؛ اما حيله هم زياد بود. به اسم اسلام، به اسم عدالت اجتماعى، عدالت اسلامى، به اسم اسلام، احكام اسلام را از بين مىخواستند ببرند. به اسم اسلام لطمه بر حيثيت اسلام زدند و مىخواستند بزنند.
جنايات بيشمار شاه
بحمد اللَّه اينها از بين رفتند و خواهند رسيد به جرايم خودشان در آنجايى كه آنجا دار
[١] قطع نوار به مدت چند دقيقه.
[٢] مراد، محمد رضا شاه است.
[٣] نهايت، سرانجام، پايان.