صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٥ - محبوبيت ارتش مردمى
بود، پياده كنيم. آن طورى كه در زمان خود رسول اللَّه بود پياده بكنيم. و اين محتاج به جديت تام است در همه اقشار. الآن يك مسئوليت بزرگى به دوش همه ما هست. من كه يك طلبه هستم و در قم هستم، و شما آقايانى كه در مراكز حساس هستيد، مسئوليت داريد. يعنى به جايى رسيده است كه اگر چنانچه ما سستى بكنيم، ممكن است آن ريشهها تقويت بشوند، رشد پيدا بكنند، به هم متصل بشوند، و غائله بار بياورند. اگر نتوانند هم توفيق پيروزى پيدا بكنند، لكن غائله مىتوانند ايجاد كنند كه زحمت براى مملكت ما ايجاد كنند؛ و ما اگر چنانچه سستى بكنيم، ممكن است كه آنها روابطشان را با هم درست بكنند، و لا اقل براى ما، براى شما، زحمت ايجاد بكنند.
محبوبيت ارتش مردمى
الآن ما بايد هر كدام وظايف خودمان را انجام بدهيم. من كه يك نفر طلبه هستم، وظيفه طلبگى خودم را، و شماها كه در ارتش هستيد وظيفه ارتشى خودتان را. من براى شما عرض بكنم، ارتشهاى صدر اسلام وضعش اين بود، رئيس ارتش امام جماعت بود. يعنى انتخاب كه مىشد اين رئيس ارتش كه برود كجا، امام جمعه هم همان انتخاب مىشد. مالك اشتر را وقتى مىفرستادندش كجا، همان مالك اشتر رئيس ارتش بوده، و استاندار فلان جا هم بوده و امام جماعت و امام جمعه هم بود. براى اينكه وضع ارتش در اسلام با وضع ارتش در ساير رژيمها فرق داشته است. شما ببينيد الآن كه ما اينجا با هم نشستيم و يك محيط محبت است، اين بهتر است يا يك محيط رعب كه وقتى يكى از شما وارد مىشود ما بترسيم؟ در روح خود شما اين محيطى كه محيط دوستى و محبت است در روح شما آرامش بيشتر ايجاد مىكند، يا اينكه وقتى وارد بشويد و مردم از شما فرار كنند؟ ارتش بايد وقتى ارتش اسلامى شد، رئيس ارتشش جورى باشد كه ديگران به او اقتدا بكنند؛ افراد ارتش طورى باشند كه مردم وقتى كه وارد شدند در يك جلسهاى، مردم از آنها استقبال بكنند؛ گل سرشان بريزند. چنانكه در اين اواخر. اين بهتر بود كه گل بريزند سر ارتش، يا از آنها فرار كنند؟ براى خودتان، براى خودمان، براى همه.