صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٨ - رشد نيروى انسانى
مملكت ما را از آدم خالى كردند. ديشب آقاى بازرگان مىگفت خوب، ما هر چه مىگرديم پيدا نمىكنيم! درست هم مىگويد. براى پنجاه سال كوشش شد كه نگذارند آدم پيدا بشود، پنجاه سال پنجاه و چند سال، كوشش! سابق هم همين كوششها بود، اما زيادش در اين پنجاه و چند سالى كه اين پدر و پسر خيانتكار در اين مملكت بودند و همه قدرتها كمك كردند اينها را نگه داشتند و اينها هم با همه قدرت اين مملكت را تهى كردند! و مهمش تهى كردن از نيروى انسانى است. جوانهاى ما، نيروى جوانى ما را از بين بردند، با اسمهاى مختلف. با يك اسماى خيلى فريبنده، با يك بساط. ما مىخواهيم «آزادمردان»، «آزادزنان»! مملكت حالا ديگر همه آزاد شدند! اين دهقانها ديگر، حالا دهقان است، ديگر رعيت نيست! اين دهقانهاى بيچاره آمدند توى اين زاغهها، زاغههاى اطراف تهران و اطراف شهرستان، از اينكه زراعت از دستشان گرفته شد، هيچ چيز هم نداشتند. حالا ديگر «دهقان» شدند! زاغهنشين شدند بيچارهها! هر جا دست بگذارى خراب كردند.
رشد نيروى انسانى
و آنكه در يك موقعى از همه خيانتها بالاتر است اين است كه نيروى انسانى ما را عقب بزنند و نگذارد درست بشود، آنكه از همه خدمتها بالاتر است اين است كه نيروى انسانى ما را رشد بدهد و اين به عهده مطبوعات است؛ مجلههاست؛ راديو تلويزيون است؛ سينماهاست؛ تئاترهاست. اينها مىتوانند نيروى انسانى ما را تقويت كنند، و تربيت صحيح بكنند و خدمتشان ارزشمند باشد، و مىتوانند مثل رژيم سابق باشند كه همه چيز به هم ريخته بود؛ همه چيز در خدمت استعمار بود؛ آنها خودشان هم نمىدانستند. خيليها خودشان نمىدانستند، نمىدانست كه اين عكسى كه از اين زن لخت مىاندازد چند تا جوان را آشفته مىكند؛ از بين مىبرد. در هر هفتهاى كه مثلًا يك مجلهاى در مىآيد كه در آن ده تا عكس كذاست، اين چند نفر از جوانهاى ما را از دست ما مىگيرد. يا خودشان هم متوجه نبودند؛ يا خودشان هم از آنها بودند، ما چه مىدانيم. اگر خودتان را متحول