صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٠ - حكومت ايده آل اسلامى
را مىكنيم. اما وقتى بنا شد كه ما با انسجام اين جمعيتها با هم پيش برديم؛ تا اينجا رسانديم؛ انسجام گروهها با هم؛ همه با هم فشرده شدند. يعنى دانشگاهى نگفت من جدا هستم از روحانى؛ روحانى هم نگفت من جدا هستم از دانشگاهى؛ آن هم نگفت من از حزب و حزب از جبهه و جبهه از كذا. اين حرفها آن وقت مطرح نبود. چون مطرح نبود و امر هم الهى بود و همه هم اسلام را مىخواستند، همه هم متنفر از اين ظلمها و اين ظَلَمه بودند، از اين جهت پيش برديم. حالا كه به اينجا رسيديم، اين خطر آمده است در كار كه حالا هى اظهار وجود! يك گروهى به يك اسمى اظهار وجود؛ يك گروه ديگر آنجا به اسمى. همين طور گروه گروه دارند مىشوند و آن انسجام را دارند از دست مىدهند. اگر اين انسجامى كه بود ما از دست بدهيم، اگر دانشگاه جدا بشود از روحانيت، روحانيت جدا بشود از دانشگاه، هر دو جدا بشوند از مردم ديگر، احزاب احزاب مختلف متشتت- كه مع الأسف هر كدام با ديگرى بدند، اگر اين معنا بشود ما خوف اين معنا را داريم كه نهضت ما نرسد به آن ثمرهاى كه بايد برسد؛ و دانشگاه شما هم نرسد به آن معنايى كه دلتان مىخواهد؛ و مدارس ما هم نرسد به آن معنايى كه دلمان مىخواهد.
حكومت ايده آل اسلامى
آن چيزى كه الآن همه ما بايد دنبال آن باشيم و جديت داشته باشيم اين است كه شما در دانشگاه و ما در مدرسهها و آقايان در شهرها و همه در همه جا مردم را دعوت كنند به وحدت كلمه و اينكه از اين تشتت دست بردارند. با وحدت كلمه و توجه به اينكه ما همه يك جمهورى اسلامىِ عدل مىخواهيم، يك حكومت اسلامى عدل مىخواهيم، يك حكومتى كه همه آزاد فكر كنند، آزاد نظر بدهند- عرض مىكنم- آزاد عمل بكنند، استقلال داشته باشند در همه چيز. ما يك همچو [حكومتى] را مىخواهيم درست بكنيم. تا اين وحدت كلمه نباشد، تا اينكه همين معنايى كه اين سد را شكست محفوظ نگه نداشته باشيم، نمىتوانيم به آن مطلب برسيم. و من الآن خوف اين معنا را دارم كه اين تشتتهايى كه گمان هم ندارم كه همين طور بيخودى شده باشد، من خوف اين را دارم كه