صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٩ - مسئوليت سنگين پاسدارى از مكتب
وقتى توبه بكند، اما يك مسئوليتى است كه يك نهضت، اسلام [و] اينها بسته به آن دارد. اگر چنانچه يكى از شماها امروز كه در لباس شريف پاسدارى هستيد- مثلًا- با مردم رفتارش يك رفتارى باشد، مثل رفتارى كه سابق اجزاى ساواك- مثلًا خداى نخواسته- داشت، امروز نمىگويند كه اين آقا اين كار را كرد؛ آنهايى كه دشمن هستند مىگويند كه خوب ما ديديم كه اينها هم آمدند روى كار و جمهورى اسلامى هم شد و [در] جمهورى اسلامى هم همان كارهايى كه ساواكيها مىكردند مىكنند. به جمهورى اسلامى نسبت مىدهند، به اسلام نسبت مىدهند.
مسئوليت سنگين پاسدارى از مكتب
اين مسئوليت خيلى مسئوليت بزرگى است كه الآن به گردن همه ما هست؛ يعنى من همين مسئوليت را دارم، شماها هم همين مسئوليت را داريد، كه ما بايد پاسدار اسلام باشيم. يك پاسدارى از ملت است، يك پاسدارى از بازار مسلمانها و خانههاى مسلمانها، و از اشخاصى كه مىخواهند شلوغ بكنند و از اينها پاسدارى مىشود، كه اينها را- شلوغكارها را- نگذارند شلوغ بكنند؛ دزدها را نگذارند [كه سلب امنيت] بشود [، جلوى] خيانتها را بگيرند. اين يك قِسم پاسدارى است، يك پاسدارى هم پاسدارى از مكتب اسلام است. اين مهم است كه پاسدارى ماها بكنيم از مكتب اسلام، از جمهورى اسلام. پاسدارى از جمهورى اسلام و مكتب اسلام اين است كه ما اعمالمان همان طورى كه اسلام مقرر فرموده است باشد. اگر اعمال پاسدارهاى جمهورى اسلام همان اعمال اسلام باشد، موافق رضاى خدا باشد، با بندگان خدا رفتارش رفتار برادرانه باشد، حتى [با] آنهايى هم كه معصيت كار هستند. پيغمبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- همان طورى كه براى مؤمنين رحمت و دلسوز بود، براى كفار هم بود. دلسوز بود براى كفار؛ يعنى متأثر مىشد كه اين كفار به كفر خودشان باقى باشند، و منتهى به آتش جهنم بشوند. براى آنها دلسوزى مىكرد. دعوتش براى اين بود كه نجات بدهد اين اشخاص كافر را، آن اشخاص عاصى را. خداى تبارك و تعالى خطاب مىفرمايد كه «مثل اينكه مىخواهى