صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥ - هدف انبيا، تربيت انسان
مىكند. همين حالا. همين «عصر». ما الآن بعد از اينكه انقلاب به پيروزى رسيده است، تا حدودى الآن وقتى است كه ما در امتحان هستيم كه حالا كه ما آزادى پيدا كرديم، اين آزادى را صرف چه مىكنيم. آزادى پيدا كرديم؛ آزادى! حالا من آزادم كه هر كارى مىخواهم بكنم؟ آزادم كه به هر كه مىخواهم اذيت بكنم؟ آزادم كه هر چه مىخواهم بنويسم؟ و لو به ضد اسلام باشد؛ و لو به ضد منافع مملكت باشد. اين آزادى است؟! اين را ما مىخواستيم؟ ما آزادى مىخواستيم، يا آزادى در پناه اسلام ما مىخواستيم؟ ما اسلام مىخواستيم. اسلام هم آزادى دارد، اما آزادى بىبند و بارى نه. آزادى غربى ما نمىخواهيم. بند و بارى است آن. هر كس با هر جورى مىخواهد!؟ هر چه هر چه؟! نيست آن طور. آزادى كه ما مىخواهيم، آزادى در پناه قرآن ما مىخواهيم. استقلال ما مىخواهيم، آن استقلالى كه اسلام به ما بدهد؛ آنكه اسلام بيمهاش كند. تمام مقصد ما اسلام است. همه اسلام است، براى اينكه اسلام مبدأ همه سعادتها و همه قشرها را از ظلمات به نور مىرساند. ما مىخواهيم يك جمعيتى نورانى پيدا بكنيم، يك قشرهاى نورانى كه وقتى وارد مىشويم در يك دانشگاهى، عملش نورانى، علمش نورانى، اخلاقش نورانى، همه چيزش نورانى باشد؛ الهى باشد. پيروزى نه براى اين است كه ما برسيم به يك مثلًا آزادى؛ برسيم به يك استقلالى و منافع براى خودمان باشد، همين؛ همين ديگر تمام؟ حالا كه ديگر منافع مال خودمان شد، ديگر كارى ديگر نداريم؟
هدف انبيا، تربيت انسان
اينها مقدمه است. همهاش مقدمه اين است كه يك ملت انسان پيدا بشود؛ يك ملتى كه روح انسانيت در آن باشد پيدا بشود؛ تحول پيدا بشود در خود اشخاص. آن چيزى كه مطرح است پيش انبيا انسان است. آن چيز، چيز ديگر نيست؛ انسان مطرح است پيش انبيا؛ چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست. همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. مىخواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد، همه چيز درست مىشود. رژيمها، به تبع خارجيها، مىخواستند كه در اين ممالك شرقى انسان درست نشود. آنها از انسان