صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٢ - جمهورى اسلامى با محتواى اسلامى
لزوم پايبندى به قانون
اگر رئيس جمهور در مملكت اسلامى وجود پيدا بكند، باز قانون آن را رئيس جمهور مىكند با رأى عموم؛ كه در رأى عموم رأى فقيه هم هست. و يا نصب فقيه، كه همان نصبِ اللَّه است، قانون است كه حكمفرماست در همه جا. هيچ جا در حكومت اسلامى نمىبينيد كه يك خودسرى باشد، يك اعمال رأى باشد. حتى رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله- رأيى نداشتند. رأى، رأى قرآن بوده است، وحى بوده است. هر چه مىفرموده است از وحى سرچشمه مىگرفته است: وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى. عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى [١] و همين طور حكومتهايى كه حكومت اسلامى هستند آنها تابع قانونند، رأى آنها قانون است. حكومت، حكومت اللَّه است، حكومت قانون است.
جمهورى اسلامى با محتواى اسلامى
ما جمهورى اسلامى لفظى نخواستيم؛ اينكه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مىكنيم كه بايد حالا كه رژيم رژيم اسلامى شده است محتوا محتواى اسلامى باشد، براى اين است كه يك مملكتى مدعى است من مسْلم هستم، افرادش ادعا مىكنند كه ما مسْلم هستيم لكن در بسيارى جاها ديده مىشود كه پايبند احكام اسلام نيستند. بسيارى از اشخاص ادعاى اسلام مىكنند، همان ادعاست؛ ديگر در عمل وقتى كه مشاهده بكنيد مىبينيد كه خبرى از اسلام نيست. ما كه مىگوييم حكومت همان طور كه اسلامى است، محتوايش هم اسلامى باشد، يعنى هرجا كه شما برويد، در هر وزارتخانه كه شما برويد، در هر اداره كه شما برويد، در هر كوچه و برزن كه شما برويد، در هر بازار كه شما برويد، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد، آنجا اسلام را ببينيد؛ احكام اسلام را ببينيد. اين براى اين است كه ما حكومت اسلامى خواستيم. ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم. ما خواستيم كه حكومت اللَّه در مملكتمان- و ان شاء اللَّه در ساير ممالك هم- اجرا
[١] سوره نجم، آيه ٣- ٥: «و هر گز به هواى نفس سخن نمىگويد. سخن او هيچ غير وحى خدا نيست. او را جبرئيل، همان فرشته بسيار توانا (به وحى) علم آموخته است».