صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - عالَم، محضر خداست
صادقانه كند و خدا را حاضر ببيند.
عالَم، محضر خداست
خداى تبارك و تعالى حاضر است همه جا. اينجا كه ما الآن نشستهايم، محضر خداست؛ ما در محضر خدا داريم صحبت مىكنيم، شما در محضر خدا مشغول طبابت هستيد. مشغول خدمت هستيد. اگر اين نظر را تقويت كنيد، كه ببينيد محضر خداست، بالاى سر مريض وقتى كه مىرويد، ببينيد كه اين مريض از خداست و اينجا محضر خداست، در حضور خدا شما داريد طبابت مىكنيد، در حضور خدا داريد خدمت مىكنيد. اگر اين احساس براى انسان پيدا بشود، ادراك اين مطلب را بكند، وجدانش اين طور باشد كه هميشه- در همه حركات و سكنات- ما در محضر هستيم و حاضر است خداى تبارك و تعالى، انسان تعديل مىكند كارهايش را. اينكه انسان پايش را خطا مىگذارد و اشتباهاتى مىكند يا معاصى، خداى نخواسته، از او صادر مىشود، براى اينكه غفلت از اين معانى دارد. اگر انسان در محضر يك ... شخصى كه در نظرش محترم است باشد، در حضور او كارى كه خلاف رضاى اوست نمىكند. اگر شما دو تا برادر باشيد، در حضور برادر، يك كارى كه به ضرر برادر است نمىكنيد. اگر ما بفهميم كه در حضور خدا هستيم، همه حركات و سكنات ما تحت نظر او و در حضور اوست، در حضور او انسان خطا نمىكند. حقيقت عصمت انبيا هم همين است. عصمت انبيا اين طور نيست كه يك كسى به زور گردنشان گذاشته باشد كه معصيت نكنيد؛ آنها وجدان اين معنا را كردهاند كه محضر خداست؛ اين معنا را يافتهاند. ماها صحبتش را مىكنيم، آنها يافتهاند كه اينجا محضر خداست. وقتى كسى يافت اين معنا را، و مشاهده كرد محضر را، مخالفت نمىكند؛ ديگر ممكن نيست برايش مخالفت. انسان در محضر يك كسى كه پيشش بزرگ است بخواهد كه يك كارى بكند كه به او بربخورد، يا معصيتى بكند كه بر خلاف نظر اوست، در محضرش نمىكند. ما بايد اين احساس را داشته باشيم؛ به حسب برهان. يك برهان عقلى است كه همه جا خدا حاضر است؛ لكن برهان عقلى فايده ندارد؛ بايد احساس نفسانى قلب انسان آگاه باشد؛ بايد قلب انسان آگاه باشد كه ما هر كارى بكنيم در