صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - نگرانى رژيمهاى شيطانى از مردم
خودت را بكشى براى اينها كه اينها ايمان نياوردهاند»! همچو متأثر بود كه اينها چرا ايمان نمىآورند، اينها چرا نجات پيدا نمىكنند، اينها چرا؟ وقتى كه يك دستهاى را در يك جنگى- در ... تاريخ هست- كه بسته بودندشان و مىآوردند از كفار، مىفرمود كه ما اينها را بايد با زنجير وارد بهشت كنيم! حالا بايد اين طور بياوريم و هدايتشان بكنيم. [١] نورِ هدايت بود. همان طورى كه با مؤمنين سر صلح و صفا داشت، با ديگران هم داشت؛ مگر آنهايى كه يك غده سرطانى بودند كه بايد كنده بشوند؛ از جامعه بايد كنار بروند.
شما آقايان كه الآن پاسدار انقلاب هستيد، يعنى «انقلاب اسلامى»، همان طورى كه از انقلاب پاسدارى مىكنيد، تكليف بالاتر اين است كه از اسلام پاسدارى بكنيد؛ و آن به اين است كه از خودتان پاسدارى بكنيد. از هواهاى نفسانى خودتان، از شهوات خودتان، از ميلهايى كه ميلهايى است كه در هر انسانى هست و ميل شيطانى است، از اينها پاسدارى كنيد؛ به طورى كه وقتى كه شما پاسدارها را مردم مىبينند، يا آن چشمهايى كه مىخواهند يك اشكالى بكنند ببينند، ببينند كه شما مردمى هستيد كه سلامت هستيد؛ در عين حالى كه قدرت داريد، در عين حالى كه با اشخاصى كه فاسدند قدرتمندى هم نشان مىدهيد، لكن با مردم رحيم هستيد، با مردم رفيق هستيد.
نگرانى رژيمهاى شيطانى از مردم
رژيم سابق و رژيمهاى شيطانى، اينهايى كه مردم را به داغ مىكشيدند، داغ مىكردند ملت را، اذيت مىكردند، ارعاب مىكردند، با هر طورى بود مردم را مىخواستند از خودشان بترسانند، اين نكتهاش اين بود كه خودشان خيانتكار بودند، و از مردم مىترسيدند؛ و هر چه زيادتر ارعاب مىكردند دليل بر اين بود كه زيادتر مىترسند. براى حفظ خودشان چاره نمىديدند الّا اينكه مردم را اذيت كنند و ارعاب كنند، كه مردم بترسند از آنها. و لهذا نمىتوانستند اينها چهره خودشان را در جامعه نشان بدهند. اين محمد رضا يكوقت توى جامعه نتوانست بيايد. هر وقت اينها مىخواستند عبور بكنند از
[١] مسند، احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٢٤٩.