صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - مقدمه برپايى حكومت قرآنى
مسأله اساسى ما اين نبود كه رژيم سلطنتى برود و قطع ايادى ديگران بشود، اينها همه مقدمه بود براى مسأله اساسى ما؛ و آن اسلام است. انبيا كه جنگ مىكردند با مخالفين توحيد مقصدشان اين نبود كه جنگ بكنند و طرف را از بين ببرند، مقصد اصلى اين بود كه توحيد را در عالم منتشر كنند؛ دين حق را در عالم منتشر كنند. آنها مانع بودند. اينها مىديدند كه اين مانع را بايد برداشت تا به مقصد رسيد. رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- مقصدشان اين نبود كه مشركين مكه را از بين ببرند؛ يا مشركين جزيرة العرب را از بين ببرند؛ مقصد اين بود كه دين اسلام را منتشر كنند؛ و حكومت، حكومت قرآن باشد؛ حكومت اسلام باشد. آنها چون مانع بودند از اينكه اين حكومت اسلامى تحقق پيدا بكند، منتهى به جنگ مىشد و معارضه، آنها معارضه مىكردند با حكومت اسلامى؛ اينها مقابله مىكردند .... جنگهاى زيادى كه پيغمبر اكرم فرموده است همه براى اين معنا بوده است كه موانع را از سر اين مقصد الهى، مقصد اعلى كه دارند، و آن تحكيم حكومت اسلامى، حكومت اللَّه، حكومت قرآن همه براى اين بود. به طورى كه اگر معارض با اين نبودند، معلوم نبود كه جنگى پيش بيايد. معارضه داشتند و نمىگذاشتند كه اين حكومت تحقق پيدا بكند، جنگ پيش آمد.
مقدمه برپايى حكومت قرآنى
ملت ايران و ما مقصدمان اين نيست و نبود كه فقط محمد رضا برود؛ رژيم سلطنتى از بين برود؛ دست اجانب كوتاه بشود؛ اينها همه مقدمه بود؛ مقصد اسلام است. ما مىخواهيم كه اسلام حكومت كند در اين مملكت؛ احكام اسلام در اين مملكت جريان پيدا بكند. اگر ما فرض كنيم كه حكومت رژيم سلطنتى از بين برود و يك رژيم ديگرى بيايد كه آن رژيم ديگر ايادى ديگران، هم از آن، از مملكت ما قطع بشود يك رژيمى بيايد اما رژيم اسلامى نباشد، بر خلاف اسلام باشد، اين مقصد ما حاصل نشده. اگر مقصد اين بود كه محمد رضا برود و دست اجانب قطع بشود، بله، اما اگر مقصد اصلى ما اين است كه اسلام تحقق پيدا بكند، اگر مقصد اصلى ملت ايران اين است كه جمهورى