صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٥ - خوف از پيدايش عوامل شكست
قدرتى كه شوروى داشت، فتح كرد بسيارى از جاها را، لكن نتوانست نگه دارد. آن فتح و پيروزى كه كرده است نتوانست نگه دارد. چون نتوانست نگه دارد، شكست خورد و منتهى شد به آنجايى كه خودكشى مىگويند كرد. فاتحها هميشه تقريباً اين طورى بودند كه بعد از اينكه فتح مىكردند، يك عواملى پيدا مىشد كه اينها را به شكست منتهى مىكرد.
خوف از پيدايش عوامل شكست
من خوف اين را دارم كه شما كه يك لشكر اسلامى [و] ملت اسلامىِ فاتح هستيد الآن، و فتحى هم كرديد كه همه دنيا را به اعجاب آورد، عواملى حالا پيدا بشود كه شكست بخوريد؛ و شكست هم از ناحيه خودتان باشد؛ نه از ناحيه دشمن. من خوف اين را دارم كه ما، چه طبقه روحانيون و چه ساير طبقات، كه مهمش اينهايى است كه مستقيماً اسم اسلامى رويشان هست؛ دولت اسلامى، وزارتخانههاى اسلامى، كميتههاى اسلامى، پاسداران اسلامى و دادگاههاى اسلامى، اينهايى كه الآن به اسم اسلام و لباس اسلامى دارند، در حكومت اسلامى پاسداران اسلامى داريم و دادگاه اسلامى و همين طور كميته، و همه اينها، اگر در يك همچو موقعى ماها كه ادعا مىكنيم كه هم پاسدار هستيم و شماها كه پاسدار هستيد، در يك همچو موقعى، يك كارهايى انجام بدهيم كه آنهايى كه با ما مخالفند و دشمناند، آنها مراقب هستند و با كمال مراقبت به كارهاى ما چشم دوختهاند، ما يك كارهايى انجام بدهيم كه اين كارها با محتواى جمهورى اسلامى موافق نباشد. آن شكست مُسْلِم در مقابل كافر نيست؛ شكست سيد الشهدا در مقابل يزيد نيست؛ اين شكست اسلام است. ما ادعا كرديم كه جمهورى اسلامى داريم، و ادعا كرديم كه حكومت اسلامى تنها حكومت عادلانه است، تنها حكومتى است كه از رئيس جمهورش تا پاسبانش تابع اسلام است، نه رئيس جمهورش مىخواهد بزرگى بفروشد به پايين ترها، نه پايين ترها مىخواهند مردم را از باب اينكه مثلًا نظامى است، پاسدار است، مردم را آزار بدهند؛ اين چيزى است كه ما ادعايش داريم مىكنيم جمهورى اسلامى يعنى يك حكومت عادلانه اسلامى؛ چنانچه مملكتى كه اسلامى است و جمهورى [آن] در تحت