صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٩ - مسئوليت سنگين پاسداران اسلام
مجرد اينكه من ادعا كنم كه پاسدار اسلام هستم، از باب اينكه يك نفر طلبه هستم و طلبه شغلش پاسدارى است، مجرد اين تا يك نمونهاى نداشته باشد، نشانه و علامتى نداشته باشد، اين ادعاست، ادعايى كه بر فرض اينكه من بتوانم اين ادعا را به مردم جا بزنم، پيش خدا واضح است كه درست نيست. كوشش كنيد كه در اين مرحله دوم، كه ما الآن هستيم، و بعد هم مرحلههاى ديگر هست، پاسدار باشيد. شماها كه الآن پاسدارى كرديد تا حالا- و خداوند همهتان را تأييد كند- كوشش كنيد كه در اين مرحله دوم، كه مرحله حكومت عدل است، رژيم عادلانه است، رژيم اسلام است، جمهورى اسلامى است، در اين مرحله به وظايف پاسدارى در اين مرحله قيام كنيد. پاسدارى در اين مرحله اين است كه از عدالت پاسدارى كنيد؛ از حكومت عدل پاسدارى كنيد. اگر خداى نخواسته، فرض كنيد يك نفر جوان مسماى به «پاسدار» به رفيقش، به منزل يك كسى، به خانه يك كسى، به مال يك كسى، تعدى بكند، آن از پاسدارى خودش همين طورى مخلوع است. لكن شماها جديت كنيد، كه او را يا هدايت كنيد؛ يا از صف خودتان كنارش بزنيد؛ كه ممكن است يك كار خلاف از يك نفر در يك جمعيت بر خلاف تحقق پيدا بكند، و همه جمعيت به او آلوده بشود، بگويند پاسدارها اين طور هستند. يكوقت بود مىگفتند كه فلان آدم اين طورى است، يكوقت است مىگويند پاسدارها اين جورىاند. كوشش كنيد كه مبادا يك همچو مطلبى پيدا بشود كه گفته بشود كه پاسدارها فلان جور هستند. اين خيلى كوشش لازم دارد.
مسئوليت سنگين پاسداران اسلام
چنانچه ما هم، آقايان هم، بايد كوشش كنند به اينكه گفته نشود روحانيون اين جور هستند؛ آخوندها اين جورند. امروز همه چشمها به اين كشور دوخته است. و بيشتر چشم آنها كه مىخواهند مناقشه كنند؛ مىخواهند اشكالتراشى كنند؛ مىخواهند اين نهضت ما را يك نهضت صحيح ندانند. چشمها الآن [به] اين مطلب دوخته شده است. مناقشه مىكنند؛ مىنويسند در روزنامههاى خارج، زياد مىنويسند. اينجا در روزنامهها شايد با