صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - ميزان، رأى ملت است
است كه شما نمىخواهيد يك قانون اساسىِ اسلامى باشد. شماها از اسلام وحشت داريد. حق هم داريد؛ براى اينكه اسلام درِ استفادههاى شما را بست! اسلام دوستان شما را از ايران بيرون كرد. اسلام، جنايتكارها [را] كه رفقاى بعض از شما بودند به درك فرستاد! شما وحشت داريد از اسلام و حق داريد وحشت داشته باشيد. ولى ملت اسلام، ملت ايران، نمىتواند تابع هواى نفس شما باشد؛ نمىتواند قرآن را كنار بگذارد و قانون اساسى غربى را قبول كند؛ به شما اجازه نمىدهد كه در امرى كه بىاطلاع هستيد و جاهل هستيد دخالت كنيد. شما اطلاعاتتان [١] در حدود مسائل غربى است. قوانين غرب را مىدانيد. شما تا كنون قرآن را مطالعه نكردهايد. عرض مىكنم كه من به همه اقشار نمىگويم؛ در بين اينها اشخاص اسلامى، اشخاص مطالعه دار هست؛ من آنها را مىگويم كه مىگويند اسلام ديگر فايده ندارد. من آنها را مىگويم كه مىگويند اسلام مال چهارده قرن پيش است.
ميزان، رأى ملت است
ما به اشخاصى كه اطلاع ندارند از قوانين اسلام، اطلاع ندارند از روح اسلام، نمىدانند كه اگر اسلام تحقق پيدا بكند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نمىدهيم كه دخالت در اين امور بكنند. بله، حق رأى دارند؛ رأى بدهند كه اسلام نه؛ چنانكه دادند. مختارند كه رأى بدهند؛ لكن نگويند كه ما مجلس مؤسسان كوچك را نمىخواهيم. يك مجلس مؤسسان پانصد- ششصد نفرى مىخواهيم! بهانه نگيرند. مگر مجلس مؤسسان چيست؟ جز اين است كه اشخاصى كه مردم آنها را انتخاب مىكنند بايد بنشينند و قانون را ملاحظه كنند؟ بايد حتماً ششصد- هفتصد نفر باشند تا نوبت به شما هم برسد! اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعيين كنند، اينها وكيل ملت نيستند؟ اين مجلس مجلس مؤسسان نيست؟ ما بعد از اينكه بررسى شد در قانون اساسى، به نظر خبرگان اسلامى رسيد، به نظر روحانى اسلامى رسيد، به نظر علماى متعهد رسيد، به نظر نمايندگان مردم رسيد، باز هم
[١] قطع و وصل نوار.