صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٦ - انسان بر سر دو راهى
حيوانى سر بيرون بياورد. تعليم تنها، تعلم تنها، فقه تنها، فلسفه تنها، علم توحيد تنها، فايده ندارد، تا مقرون با اسم رب نباشد: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ، بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. همه خلق را به اسم رب نسبت مىدهد. اسم رب مبدأ همه خلقهاست. خلق است: خلق مطلق. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ درس هم بخوانيد باسم ربك الذى خلق. مباحثه هم بكنيد به اسم رب. نه همان اول بگوييد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ^. بفهميد قضيه چه است، و بفهميم قضيه چه است. انبيا آمدند كه بفهمانند به ما كه قضايا چه هست. ما همه حيران، سرگردان. همه عالم سرگردانند نمىدانند قضايا چيست. اينهايى كه ادعاى انسانشناسى و اسلامشناسى مىكنند ادعاست! كى «انسان» را مىشناسد، و كى «اسلام» را؟ يك پردههايى، يك ورقهاى بسيار مختصرى، از انسان، يك ورقهاى بسيار مختصرى از اسلام، وقتى كه كسى بشناسد، خيال مىكند «انسان» را شناخته؛ «اسلام» را شناخته. انسان به معناى حقيقى انسان، به آن معنايى كه «انسان» است، جز ذات مقدس حق، و آنهايى كه ملهمند به الهام او، كسى نمىشناسد.
انسان بر سر دو راهى
ملائكه ايراد گرفتند كه اين «مفسد» را چرا خلق مىكنى،- انسان- فرمود: شما نمىدانيد. [١] بعد كه «تعليم اسما» كرد و هيچ كس نمىتواند حمل «اسما» بكند الّا انسان، و حمل «امانت» بكند الّا انسان [٢] وقتى كه اسما را به او تعليم كرد، فرمود كه عرضه كن بر اين ملائكهاى كه اشكال داشتند. همه عاجز ماندند؛ ملائكه هم عاجز ماندند. [٣] ملائكه مقربين هم عاجزند، اما نه ما. انسان، ما، يك موجودى هستيم كه سر دو راهى واقع شدهايم. باز آنهايمان كه خوبند راه را معوج نرفتند، و الّا توى راهند، تا ببينيم چه بشود.
دنبالش مىفرمايد: اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ با خدا قرائت كن. شايد معنايش اين باشد. آنجا اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. البته طولانى است صحبت.
[١] اشاره به آيه ٣٢ سوره بقره.
[٢] اشاره به آيه ٧٢ سوره احزاب.
[٣] اشاره به آيه ٣٠ سوره بقره.