صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - حكومت ايده آل اسلامى
نكنيم كه تمام شد قضيه و برگرديم سراغ اينكه من خانه ندارم، كسب من حالا چطورى است.
شما ديديد آن روزى كه توى خيابانها مىريختند- همهتان بوديد لا بد- توى خيابانها مىريختند و فرياد «اللَّه اكبر» را بلند مىكرديد، هيچ فكر اين بوديد كه كسب شما امروز چه جورى است؟ شما كسبها را رها كرده بوديد، شما پنج ماه، شش ماه بيشتر كسبها را رها كرديد. يك همچو موجودى خدا ساخت. آنى كه حاضر نبود يك روز دكانش را رها بكند شش ماه رها كرد، نه شش ماه رها كرد و نگران بود، شش ماه رها كرد و عاشقانه رها كرد. اين را يك چيز آسانى حساب مىكنيد؟ اينها يك نعمتهايى است، عناياتى است كه خداى تبارك و تعالى بر شما كرد و اين عنايت را، اين رحمت را، دو دستى بگيريد نگهش داريد، حفظش كنيد. همه با هم برادر، همه فداكار هم باشيد و فداكار اسلام باشيد. اگر اين روحيه محفوظ بماند، اين شجاعت محفوظ بماند،- و شما آذربايجانيها، مركز شجاعتيد- اگر اين شجاعت محفوظ بماند و اين توجه به خدا محفوظ بماند و اين وحدت كلمه محفوظ بماند ديگر كسى نمىتواند، هيچ قدرتى نمىتواند شما را عقب بزند و هيچ كسى نمىتواند همه دارايى شما را بگيرد و بخورد و ببرد و خيانت به شما بكند. نه دولتى ديگر مىتواند كه خلاف بكند و نه ارتشى مىتواند به شما تحميل بشود و نه ژاندارمرى مىتواند تحميل بشود و نه هيچ چيز. خودتانيد و استقلال، آنها هم از شما هستند، آنها هم قواى شما هستند.
حكومت ايده آل اسلامى
وحدت كلمه و اسلامى بودن يك مملكت به اين است كه از آن رئيس جمهور كه آن بالا هست به حسب اعتبار، تا آن كسى كه آن پايينهاست اينها يك جور باشند، نه اين از او بترسد نه او توقع داشته باشد كه اين از او بترسد. اسلام اين طورى است.
حضرت امير- سلام اللَّه عليه- كه خليفه مسلمين بود، خليفه يك مملكتى كه شايد ده مقابل مملكت ايران بود، از حجاز تا مصر، آفريقا، كذا [و] يك مقدار هم از اروپا، اين خليفه الهى وقتى توى جمعيت بود مثل همه ما كه نشستهايم با هم، اين هم زير پايش نبود،