صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - خطر هرج و مرج و آشوبگرى
كارها بيفتيم كه بايد البته اشخاصى كه متعدى هستند آسان است. آن وقت ديگر خيلى مهم نيست. شما آن قدرت بزرگ را شكستيد، اينها هم كه ديگر چيزى نيستند.
در هر صورت، الآن بايد يك مقدارى مهلت داد. اگر راجع به خود اين رژيم يك كارى شده بود، خوب، حق بود كه بگوييد كه رژيمى آمده و ادعا مىكند من رژيم اسلامى هستم و دارد فساد مىكند. اما اگر يك رژيمى است كه آمده و وارث يك مملكتى است كه همه چيز آن را بردهاند، خوردهاند و بردهاند هم آن پدر برد جواهرات ايران را و مخازن ايران را، منتها گير انگليسها از قرارى كه گفتهاند، افتاد؛ و هم اين پسر برد. دار و دسته اينها همه بانكهاى خارج را پر كردند از اموال و هر چه هم آنجاها نتوانستند، از اينجا توانستند حمل كردند و بردند. هر چه هم امكان داشته است- از قرارى كه مطلعين مىگويند- از بانكها قرض كردهاند و بردهاند. مانده يك مملكتى كه ندارد- به طورى كه بتواند [...] الآن- همچو نيست كه يك خزينه پرى باشد و گذاشته باشند و نخواهند عمل بكنند. يك خزينه خالى است نسبت ... به يك مملكتى. شما بايد حساب بكنيد. بنا بر اين يك مقدار بايد مهلت داد. و همه اشكالاتى كه شما مىگوييد اشكالات صحيح است.
خطر هرج و مرج و آشوبگرى
ما مىدانيم مطالب همين است كه شما مىگوييد. هم باقيماندههاى رژيم سابق ماندهاند و فساد مىكنند و هم اشخاصى كه انحراف دارند و از خارج الهام مىگيرند دارند فساد مىكنند. و ما حالا بايد همه دست به هم بدهيم كوشش كنيم كه اين حكومت دولت انتقالى منتقل بشود؛ يعنى يك مملكتى بشود كه يك حكومت مستقرى داشته باشد. ما الآن رئيس جمهور نداريم؛ مجلس نداريم. ما مجلس لازم داريم؛ رئيس جمهور لازم داريم. قانون اساسى نداريم. اساس يك مملكتى قانون اساسى آن است؛ رئيس جمهورش است، مجلسش است؛ دولت مستقرش است؛ ما الآن هيچيك از اينها را نداريم. ما الآن اينها را الحمد للَّه- بيرون كرديم؛ لكن به جاى او الآن ما يك چيز مشت