صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٧ - مسئوليت سنگين دانشكده پليس
انسانسازى باشد، كه وقتى اين جوانها از دانشگاه بيرون آمدند انسان بيرون آمده باشند؛ غربى نباشند؛ اسلامى باشند. غربى بودن ملازم با همان معانى است.
پانزده سال مبارزه در راه اجراى اسلام
آزادى كه غرب مىخواهد يك آزادى بىبند و بار است: هر كه هر كارى دلش بخواهد مىكند. يك آزادى است كه مخالف با اخلاق است؛ مخالف با سنن انسانى است؛ نه يك آزادى محدودى كه روى قواعد و روى چهارچوب قوانين باشد. آنها يك همچو آزادى را مىخواهند. جمهورى دمكراتيكى كه اين آقايان مىخواهند همان جمهورى، طرز جمهوريهاى غرب مىخواهند. مملكت ما آن قدر خون داده است كه حالا بشود يك مملكت غربى! مردم ما براى اسلام خون دادهاند؛ براى اسلام اين قدر تحمل زحمت كردهاند. چند سال است، ده- پانزده سال است، زحمت كشيدهاند كه يك مملكت اسلامى درست بشود؛ يك قوانين اسلامى در كار باشد. قوانين غربى ما نمىخواهيم. ما نمىخواهيم تربيت، تربيت غربى باشد. ما مىخواهيم يك تربيت انسانى باشد، به طورى كه همه با هم دوست باشند؛ همه رفيق باشند؛ نه من از شما بترسم؛ نه شما از من بترسيد. محيط، محيط رحمت باشد؛ نه محيط رعب و وحشت. اين خدمت، كه خدمت به انسانيت است و خدمت به اسلام است، بر عهده ما و شماست. بر عهده ما هست در جانب روحانيت؛ بر عهده شما هست در جانب دانشگاههاى خودتان.
مسئوليت سنگين دانشكده پليس
مسئوليت دانشكده پليس بيشتر از ساير مسئوليتهاست؛ براى اينكه اينها كارشان حساستر است. اگر از «دانشگاه پليس» آدمهاى اسلامى بيرون بيايد، آدمهايى كه نسبت به مردم محبت داشته باشند بيرون بيايد، اين اصلاح مىكند يك مملكت را. به خلاف اينكه اگر آدمهايى بيايند كه بخواهند تحميل كنند بر مردم، مردم را اذيت كنند، تربيت آن طور باشد كه ايجاد وحشت و رعب كنند در مردم، اين به فساد كشيده مىشود، به فساد كه كشيده شد، خودشان هم رو به فساد مىروند. بنا بر اين، اين شغل، شريفترين شغلهاست؛ و