صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - خطر ضربه به مكتب
نگذاشتند!- يك عده كارگر كه بايد كار بكنند،- نظامى هيچ كدام اينها نبودند- اينها قيام بكنند و نظام يك غولى را به هم بزنند. آن نظامى كه همه قدرتها دنبالش بودند. نه ابرقدرت تنها؛ همه قدرتها. البته روى حساب طبيعت، روى حساب ماديت، آنهايى كه اطلاع از ماوراى اين عالم ندارند، آنهايى كه اطلاع از ايمان ندارند، روى حساب آنها، يك امر محالى بود؛ يك امر محال واقع شد. آنها محال مىدانستند. اما روى حساب اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ وقتى اسم خدا شد، همين مقدار- ما به عمق مسائل نمىرسيم- همين مقدارى كه همه اسلام گفتند و اسلام اسم خداست، همين پيروز كرد همه را؛ همه قدرتها را به هم زد؛ نتوانستند نگهش دارند. همه قدرتها دنبالش بودند. من مطلعم، همه قدرتها دنبالش بودند كه نگهش دارند؛ همه چنگالها چسبيده بودند به اين تخت و تاج منحوس كه نگه دارند؛ و قدرت ايمان شما، قدرت اسلام، همه اين قدرت را عقب زد و اين را از اين مملكت بيرونش كرد. ريشههاى ديگر را هم بيرون مىكنيم.
خطر ضربه به مكتب
اما بايد توجه داشته باشيد كه امروز يك خطر بزرگى جلوى پاى ماست، كه من از اين خطر بيشتر مىترسم تا از خطر اينكه بيايند و بريزند و بكشند و ما را از بين ببرند. و آن خطر اين است كه نبادا ما پاهايمان را انحرافى برداريم؛ قدمهاى انحرافى برداريم و مكتبمان را بد منعكس كنيم، اسلام را بد معرفى كنيم. آنكه مهم است اين است كه مكتب به قدرت خودش باقى باشد، و لو ما همه از بين برويم. ما شيعه ائمه اطهار هستيم. ائمه اطهار اكثراً يا كشته شدند يا [مسموم] شدند؛ لكن مكتبشان محفوظ بود. كشته شد، مكتبش محفوظ بود. بلكه مكتب را زنده كرد. با اين كشته شدن مكتب را زنده كرد. سيد الشهدا ديدند كه مكتب دارد از بين مىرود. قضيه قيام سيد الشهدا و قيام امير المؤمنين در مقابل معاويه، قيام انبيا در مقابل قدرتمندان و كفار مسأله اين نيست كه بخواهند يك مملكت [را] بگيرند. همه عالم پيش آنها هيچ است. مكتب آنها اين نيست، مقصد آنها اين نيست، كه كشورگشايى بكنند. اينهايى كه از اسلام تعريف مىكنند كه كشورگشايى