صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٢ - خطر اسلامشناسان بيگانه از اسلام
صالح مىدانم براى اين كار. لكن ننشينيد كه من دعوت كنم. لازم نيست كه يكى باشد. هر چند روز يك دفعه يك نفر، اجتماع كنيد در همان دانشگاه، و يك نفر از همين آقايانى كه صحبت مىتوانند بكنند، حرف مىتوانند بزنند، بياوريد دانشگاه صحبت بكنند برايشان. حاضر به صحبت هم اين قدرها نيستند اينها؛ فقط اخلال مىخواهند بكنند.
در هر صورت، من اميدوارم كه مأيوس نباشيد و با قدرت جلو برويد و با قدرت دانشگاه را خودتان اصلاح كنيد. هر معلمى كه مىبينيد انحراف دارد برويد با او صحبت كنيد. دعوا نكنيد؛ صحبت بكنيد. بگوييد شماها اين كاره هستيد و اين كاره نمىتواند در دانشگاه بيايد و رئيس دانشگاه يا استاد دانشگاه بشود؛ نمىشود. و البته اگر مسائلى باشد كه من هم از دستم برآيد كه خدمت بكنم، من خدمتگزارم و مىكنم. و اگر چنانچه اينهايى كه گفتيد بايد به جايى رجوع بشود، بنويسيد روى ورقهاى بدهيد اينجا تا من با آنها صحبت كنم تا درست بشود.
[در اينجا يكى از حاضران از طرح آماده شده براى جهاد روستاها سخن به ميان آورد، امام فرمودند:].
بله، اين مورد تأييد است، لكن به طور مقيد. من گفتم به آقايانى كه آمدند پيش من راجع به اين معنا: در دهات و به اسم اينكه از طرف دولت آمده و هر كارى بكند، نباشد. بايد به نظر معتمدين، اشخاصى كه مىشناسند آن اشخاص را، انتخاب بشوند، كه گروههايى كه مىروند در ده و اينها اگر كه يكوقت گروه منحرف باشند، دهات را منحرف مىكنند. اين بايد انتخاب بشود از اشخاصى كه متعهدند؛ از اشخاصى كه صحيحند. و البته يك خدمتى است به جامعه. اين [طرح] خوبى است براى مملكت ما.
خطر اسلامشناسان بيگانه از اسلام
بله، [١] اينها مصيبتشان بدتر از آنهاست. يكوقت اين است كه يك كسى مىآيد تكليفش معلوم است. آن وقت ما بچه كه بوديم، در خمين مىگفتند «امير مُفَخَّمْ»- آن وقت از بختياريها بود، آنجا رئيس بود در آنجاها- گفته بود كه سردار حشمت- اين يكى
[١] در ادامه سخن يكى از حضار.